یعنی چه
کهن گردیدن یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که به معنای سالخورده شدن جانداران، فرسوده شدن و از رونق افتادن اشیاء، یا فراموش شدن و دیرینه شدن یک سخن و خاطره به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت [kohan gardidan] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف مشخص میشود. واژه اصلی ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم کهن گردیدن در زبان انگلیسی، بسته به متن میتوان از این افعال استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای فارسی و روان این عبارت شامل کهنه شدن، پیر گشتن، فرسودگی یافتن، از رواج افتادن و دیرینه شدن است که همگی دلالت بر سپری شدن زمان دارند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار حماسی و اخلاقی مانند شاهنامه فردوسی، کهن گردیدن نمادی از فانی بودن جهان، تغییر ناگزیر چرخههای زندگی و زوالپذیری هر امر نو است.
جمعبندی و توضیح کامل کهن گردیدن
عبارت «کهن گردیدن» یک مصدر مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب صفت «کهن» (با ریشه در پارسی میانه) و فعل اسنادی «گردیدن» (به معنای شدن) ساخته شده است. این واژه در ادبیات کلاسیک بارها برای توصیف پیر شدن جانداران، از رونق افتادن اشیاء و حتی فراموش شدن خاطرات و سخنان به کار رفته و گویای تأثیر ناگزیر زمان بر هستی است.
این مفهوم در فرهنگ ایرانی پیوند عمیقی با ایده فانی بودن دنیا و گردش روزگار دارد؛ چنانکه حکیم فردوسی نیز با اشاره به همین چرخه میسراید که نو آمدن و کهن شدن آیین این سرای سپنج است. در ابعاد مذهبی و قرآنی نیز گرچه عین واژه نیامده، اما مفاهیمی چون «کالعُرجون القدیم» قرابت معنایی بالایی با فرسودگی ناشی از مرور زمان در این عبارت دارند.