یعنی چه
واژه محبس در لغت به معنای اسم مکان و محلی است که فرد در آن زندانی، توقیف یا بازداشت میشود. در متون کهن ادبی و فقهی، این کلمه گاهی به عنوان مصدر میمی و به معنای خودِ عمل حبس کردن و بازداشتن نیز به کار رفته است. در ادبیات عرفانی نیز مجازاً به عنوان نمادی از دنیا یا تن که روح انسان را اسیر خود میکند، استفاده میشود.
تلفظ
این واژه بر وزن مَفعَل (اسم مکان از ریشه حبس) ساخته شده و حروف آن به صورت مَ (فتحه روی میم)، حْ (سکون ح)، بَ (فتحه روی با) و سْ (سکون سین) تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون زندان، سجن، بندیخانه یا محل حبس، کلمه ۴ حرفی «محبس» قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم محبس در زبان انگلیسی بسته به نوع و مدت بازداشت از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی این کلمه عربی است و در این زبان کلمه سجن کاربرد گستردهتری برای مفهوم زندان دارد.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل و کهن، برای اشاره به این مفهوم از واژههایی مانند زندان، بندیخانه، دوستاقخانه، دژ و بند استفاده میشده است که امروزه واژههای زندان و بازداشتگاه بیشترین کاربرد را دارند.
جمعبندی و توضیح کامل محبس
واژه محبس یک اسم مکان عربی بر وزن مَفعَل است که از ریشه سه حرفی «حبس» مشتق شده و به طور دقیق به معنی محل توقیف، بازداشتگاه یا زندان است. این کلمه در طول تاریخ زبان و ادبیات فارسی همواره به عنوان مترادفی برای واژه زندان به کار رفته و کاربردی رسمی، حقوقی و ادبی داشته است.
اگرچه خود واژه محبس به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما افعال همخانواده آن مانند «تحبسونهما» دیده میشود و برای مفهوم زندان در قرآن بیشتر از واژه «سجن» استفاده شده است. در ادبیات فارسی و متون عرفانی، محبس علاوه بر معنای فیزیکی، جایگاهی استعاری و نمادین دارد و شاعران بارها از اصطلاحاتی چون «محبس تن» یا «محبس دنیا» برای نشان دادن محدودیتهای روحی و اسارت انسان در جهان مادی استفاده کردهاند.