یعنی چه
مستجمر واژهای عربی و اسم فاعل از باب استفعال است که سه معنای اصلی دارد: در فقه به کسی میگویند که پس از قضای حاجت، خود را با سنگریزه (جمار) پاک میکند؛ در اصطلاح نظامی قدیمی، به لشکری گفته میشود که در مرز و سرحد دشمن ماندگار شده است؛ و در معنای دیگر، به کسی که خود را با دود خوشبو (بخور) معطر میکند اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُستَجمِر (مُسْ-تَجْ-مِر) با ضمه روی میم اول و فتحه روی تاء و کسره روی میم دوم است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «سرباز مقیم در مرز دشمن» یا «تطهیرکننده با سنگ» به کار میرود و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به کانتکست فقهی یا نظامی، معادلهای انگلیسی آن به تطهیر با سنگ یا سربازان مرزی اشاره دارند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در متون کهن فقهی و لغتنامههای عربی نظیر منتهیالارب به همین صورت به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این کلمه با توجه به کاربرد آن شامل «مرزنشین نظامی»، «پاککننده با سنگریزه» و «بخورکننده (خوشبوکننده خود با دود خوشبو)» است.
نماد چیست
در معناشناسی فقهی و دینی، مستجمر نمادی از گذار از آلودگی به پاکی با سادهترین ابزار ممکن و نشاندهنده قانون سهولت در احکام اسلامی هنگام دسترسی نداشتن به آب است.
جمعبندی و توضیح کامل مستجمر
واژه مُستَجمِر یک اسم فاعل عربی از ریشه «ج-م-ر» و باب استفعال است که در زبان و ادبیات فارسی و همچنین متون فقهی کاربرد دارد. این کلمه سه لایه معنایی متفاوت دارد؛ در وهله اول در فقه به فردی اطلاق میشود که در غیاب آب، طهارت و استنجا را به وسیله سنگریزهها (جِمار) انجام میدهد. در وهله دوم در متون کهن نظامی به معنای لشکری است که در مرزهای دشمن اقامت طولانیمدت گزیده و در سرحدات مستقر شده است.
علاوه بر این، در فرهنگهای لغت معتبر مانند دهخدا به معنای کسی که خود را با دُود خوشبو و بخور معطر میکند نیز آمده است. این کلمه در قرآن کریم عیناً ذکر نشده، اما همخانوادههای آن مانند جمرات در احادیث مربوط به مناسک حج و پرتاب سنگ معروف هستند. در مجموع، مستجمر واژهای کهن با کاربردهای خاص فقهی و تاریخی است که امروزه بیشتر در متون ادبی و جدول کلمات متقاطع دیده میشود.