یعنی چه
تمارزو یا تامارزو واژهای است که در فارسی کهن و به ویژه در تداول گویشهای غربی و جنوبی ایران (مانند بختیاری، لری و لکی) به معنای حسرتمند، آرزو به دل و ناکام به کار میرود. این صفت معمولاً برای کسی استفاده میشود که مدتهاست از نعمتی (بهویژه یک غذای خاص) محروم بوده و در حسرت چشیدن یا تجربه کردن آن مانده است.
تلفظ
این کلمه در زبان عامیانه و گویشهای محلی به صورت تَمارْزو (با فتح ت و سکون م و ر) و گاهی نیز به صورت تامارْزو تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به کلماتی مانند «حسرتزده»، «آرزومند قدیمی» یا «آرزو به دل محلی»، واژه ۶ حرفی «تمارزو» یا ۷ حرفی «تامارزو» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه نشاندهنده حالت روحی فردی است که با اندوه و اشتیاق فراوان، خواهان چیزی است که فعلاً به آن دسترسی ندارد.
به فارسی
از واژههای هممعنی و مترادف آن در فارسی معیار میتوان به آرزومند، حسرتزده، چشمانتظار و مشتاق اشاره کرد. در مقابل، کلماتی مانند سیرچشم، کامیاب و بینیاز به عنوان متضادهای معنایی آن شناخته میشوند. از نظر ریشهشناسی، علیاکبر دهخدا این واژه را تغییریافته و محرف ترکیب عامیانه «طمعِ آرزو» میداند، گرچه در گویش لری آن را ترکیبی از «تما» (به معنی چشمبهراه) و «آرزو» قلمداد میکنند.
در قرآن
واژه «تمارزو» اصالتاً یک کلمه فارسی/ایرانی و با ریشههای گویشی بومی است؛ بنابراین هیچگونه کاربرد، ریشه عربی یا سابقهای در متن قرآن کریم ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل تمارزو
واژه «تمارزو» (یا تامارزو) از جمله کلمات اصیل و لغزانی است که اگرچه در ادبیات رسمی و کلاسیک فارسی کاربرد گستردهای نداشته، اما حضور پررنگی در فرهنگ عامه و گویشهای غربی و جنوبی ایران نظیر لری، لکی و بختیاری دارد. این کلمه به زیبایی حالت روحی و جسمی فردی را توصیف میکند که در محرومیت به سر میبرد و به شدت مشتاق و آرزومند چشیدن، داشتن یا تجربه کردن چیزی (به ویژه خوراک یا نعمتی مادی) است.
بر اساس تحلیل لغتنامههای معتبری چون دهخدا، این واژه ساختاری آمیخته دارد که احتمالاً از تحریف عبارت «طمعِ آرزو» در زبان عامه پدید آمده یا ترکیبی از واژه محلی «تما» (به معنی انتظار) و «آرزو» است. در مجموع، تمارزو یک صفت با بار عاطفی قوی است که مفهوم حسرت عمیق و آرزوی برآوردهنشده را در قالب کلمهای شش حرفی به تصویر میکشد.