معنی
این واژه در لغتنامههای اصیل مانند دهخدا و معین به معنی جراحت سطحی پوست آمده است؛ جراحتی که از آن خون جاری نشود. همچنین به هر نوع عیب گرفتن، صدمه زدن یا مخدوش کردن ظاهر یا باطن یک امر اشاره دارد.
یعنی چه
عبارت «خدش» در گفتار روزمره و حقوقی یعنی زیر سؤال بردن صحت، لکهدار کردن یک ارزش یا صدمه زدن به بیپایه بودن یک ادعا. وقتی میگویند به چیزی خدش وارد شد، یعنی اعتبار اولیه آن دچار آسیب شده است.
مترادف
واژههای هممعنی شامل کلماتی هستند که هم به آسیبهای فیزیکی سبک و هم به صدمات اعتباری و غیرفیزیکی دلالت میکنند.
تلفظ
این واژه به صورت خَدْش (با فتح خاء و سکون دال و شین) تلفظ میشود. ریشه آن مصدری از ثلاثی مجرد در زبان عربی است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه سه حرفی «خدش» به عنوان پاسخ برای پرسشهایی با مضمون خراش، جراحت جزئی یا ساییدگی پوست به کار میرود.
به انگلیسی
با توجه به کاربرد فیزیکی کلمه (جراحت پوست) یا کاربرد استعاری آن (صدمه به آبرو و قانون)، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن استفاده میشود.
به فارسی
از آنجا که «خدش» واژهای با ریشه عربی است، نزدیکترین معادلهای اصیل فارسی برای آن کلماتی مانند «خراش» (در کاربرد فیزیکی) و واژههای ترکیبی نظیر «دلریش» (برای آسیب عاطفی) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل خدش
واژه «خدش» از ریشه عربی (خ-د-ش) وارد زبان فارسی شده و در اصل به معنای مادی و فیزیکی ایجاد خراش، چنگزدگی یا زخم سطحی روی پوست بدون خونریزی شدید است. این کلمه در اصطلاحات پزشکی قدیم برای توصیف آسیبهای سبک پوستی به کار میرفته است.
با این حال، کاربرد این واژه در زبان فارسی امروز بیشتر جنبه استعاری و مجازی پیدا کرده است. امروزه ترکیبهایی مانند «خدشهدار کردن» به وفور برای اشاره به آسیب رساندن به اعتبار، لکهدار کردن آبرو، زیر سؤال بردن صحت یک قانون یا وارد کردن جراحت به احساسات و عواطف انسانها استفاده میشوند.
بنابراین، خدش کلمهای چندبعدی است که از یک مفهوم فیزیکی ساده آغاز شده و به یک اصطلاح مهم در حوزههای اجتماعی، حقوقی و اخلاقی برای توصیف آسیبهای معنوی اما عمیق تبدیل گشته است.