یعنی چه
این واژه در زبان امروزی بیشتر به معنی بیرمق شدن، مانده شدن و کاهش توان بدن یا ذهن در اثر فعالیت زیاد یا تکرار است. با این حال، در متون کهن و کلاسیک فارسی (مانند شاهنامه)، خسته به معنی مجروح و زخمی بوده و خسته شدن به معنی آسیب دیدن و مجروح شدن به کار میرفته است.
مترادف
این کلمات بسته به بافت متن میتوانند به عنوان جایگزین عبارت خسته شدن (در ابعاد جسمی یا روحی) استفاده شوند.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت فعلی ترکیبی به صورت خَستِه شُدَن است که از صفت مفعولی خسته و فعل کمکی شدن ترکیب یافته است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت معمولاً خود کلمه خسته شدن است که با احتساب حروف بدون فاصله دقیقاً هفت حرف دارد.
به انگلیسی
عبارت to get tired برای خستگی عمومی، become exhausted برای فرسودگی شدید جسمی، و get bored برای خستگی روحی و حوصله سر رفتن کاربرد دارد.
به عربی
فعل تَعِبَ برای خستگی جسمانی و فعل مَلَّ بیشتر برای ملال، دلزدگی و خستگی روحی در زبان عربی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، yorulmak بیانگر خستگی مفرط جسمی ناشی از کار است و کلمه sıkılmak برای خستگی روحی یا بی حوصلگی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خسته شدن
واژه «خسته شدن» از جمله عبارات کلیدی در زبان فارسی است که سیر تحول معنایی جالبی را طی کرده است. این کلمه در ریشه کهن خود (فارسی میانه و فعل خستن) به معنای مجروح شدن و آسیب دیدن فیزیکی بوده، اما در گذر زمان معنای آن تغییر یافته و امروزه بیشتر برای بیان کاهش انرژی، فرسودگی جسمی و روحی یا بیرمقی ناشی از فعالیت مداوم استفاده میشود.
این اصطلاح در ابعاد نمادین ادبیات فارسی، نشاندهنده پایان توان آدمی، فشارهای زندگی و گاهی دلزدگی از مسیرهای طولانی است. در ترجمه به زبانهای دیگر نیز تفکیک ظریفی میان خستگی جسمی و خستگی روحی (ملال) وجود دارد که هر کدام معادلهای خاص خود را در انگلیسی، عربی و ترکی دارند.