یعنی چه
الطفار (که در اصل اِطِِّفار است) در واژهنامههای کهن به معنای چنگ انداختن، فرو بردن و درآویختن ناخن در چیزی آمده است. همچنین این واژه در اصطلاح سنتی سوارکاری به عیب و نقصی در نحوهٔ نشستن سوارکار بر اسب اشاره دارد؛ یعنی زمانی که سوار، پای خود را بیش از حد جلو برده و زیر بغل دستِ اسب داخل کند. در تحلیل دیگر بر اساس ریشهٔ طفر، به معنای جهیدن و عبور ناگهانی نیز به کار میرود.
تلفظ
در متون لغوی کهن فارسی و عربی، این واژه بر وزن افتعال و به صورت «اِطِِّفار» تلفظ میشود که هممعنی اِظِِّفار است. در کاربردهای عامیانه یا محلی مشتق از ریشه طفر، ممکن است به صورت «اَلطَّفار» نیز خوانده شود.
در جدول
کلمهٔ الطفار یک واژهٔ ۶ حرفی است که در حل جدولهای متقاطع و طراحان جدول معمولاً به عنوان معادل برای راهنماهایی مثل «چنگ زدن در چیزی»، «ناخن درآوردن» یا «عیب سوارکار» مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
با توجه به معانی دوگانهٔ لغوی، معادلهای انگلیسی آن در مفهوم اول مربوط به ناخن و چنگ زدن (Clinging/Digging) و در مفهوم دوم مربوط به پریدن و جهش (Leap/Jump) است.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه بر اساس متون لغتنامهای شامل «چنگاندازی»، «درآویختن ناخن» و در صورت ارجاع به ریشهٔ دوم، شامل «پرش»، «جهش» و «خیز» میشود.
نماد چیست
این واژه در متون ادبی و اصطلاحی میتواند نماد و استعارهای از فرو رفتن و چنگ انداختنِ محکم در یک موقعیت باشد. همچنین اگر آن را از ریشهٔ طفر بدانیم، نماد عبور سریع از مانع، حرکت ناگهانی و تغییر وضعیت جهشی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل الطفار
واژهٔ «الطفار» در اصل یک ساختار اصیل و مستقل در زبان فارسی معیار نیست، بلکه صورتی وامگرفته از زبان عربی است که با دو ریشه و معنای متفاوت در لغتنامههای کهن (مانند دهخدا) و فرهنگهای لغت ثبت شده است. در رایجترین تحلیل لغوی، این کلمه دگرگونشدهٔ واژهٔ «اِطِِّفار» (از ریشه ظفر) است که به معنای فرو بردن ناخن در چیزی یا چنگاندازی عمیق به کار میرود و در اصطلاحات فنی سوارکاری قدیم نیز به اشتباه و عیبِ قرارگیری پای سوارکار اشاره دارد.
از سوی دیگر، در برخی منابع و کاربردهای محلی، این کلمه را صورت معرفه یا مشتقی از ریشهٔ عربی «طَفَرَ» میدانند که معنای جهیدن، پریدن و عبور کردن را متبادر میسازد. به همین جهت، متضادهایی مانند سکون و توقف، و مترادفهایی نظیر خیز و جهش نیز برای آن متصور است. در مجموع، این واژه بیشتر کاربرد ادبی، کهن یا جدولی دارد و در زبان گفتاری و مدرن امروز به صورت مستقل فضای کاربردی چندانی ندارد.