یعنی چه
این عبارت در دو معنای عمده به کار میرود؛ در معنای نخست و کنایی، به قرار دادن حلقه، قلاده یا زنجیر بر گردن کسی یا چیزی به نشانه بندگی، ارادت یا تحمیل یک بار و مسئولیت سنگین (مانند طوق بندگی یا طوق لعنت) اشاره دارد و به معنی محاصره و احاطه کردن نیز هست. در معنای دوم که در پزشکی قدیم و فرهنگهای لغت آمده، به سرخ و کبود شدن دور جراحت و زخم، یا گود رفتن و سیاه شدن اطراف چشم بر اثر بیماری، خستگی مفرط و لاغری اطلاق میشود.
تلفظ
واژه «طوق» با فتح طاء و سکون واو (طَوْق) تلفظ میشود و در ترکیب با فعل «انداختن»، مصدر مرکب «طوق انداختن» را میسازد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «طوق انداختن» دقیقاً ۱۰ حرف دارد. بسته به طراح جدول، کلماتی مانند تطویق یا احاطه کردن نیز ممکن است به عنوان پاسخهای جایگزین مد نظر باشند.
به انگلیسی
با توجه به چندوجهی بودن معنای این عبارت در فارسی، معادلهای انگلیسی آن از حلقهزدن و اسارت تا سیاهی دور چشم متغیر است.
به عربی
ریشه اصلی این اصطلاح از واژه عربی «طوق» گرفته شده و فعل «طوّق» در زبان عربی دقیقاً معنای ایجاد حلقه و تحمیل بار را میدهد.
نماد چیست
طوق در فرهنگ و ادبیات فارسی نمادی دوگانه است؛ در وجه منفی و کنایی نماد اسارت، تسلیم، بندگی و بار گناه یا مسئولیت سخت است (مانند آیه ۱۸۰ سوره آلعمران که بخل به طوقی بر گردن تشبیه شده است). در وجه مثبت نیز میتواند نماد طاعت عاشقانه، تعهد، زینت و وفاداری باشد.
جمعبندی و توضیح کامل طوق انداختن
عبارت «طوق انداختن» یک مصدر مرکب کنایی و کاربردی در زبان فارسی است که ریشه بخش اول آن (طوق) به زبان عربی و مفهوم حلقه یا گردنبند بازمیگردد. این اصطلاح در ادبیات مکتوب و فرهنگهای معتبری چون دهخدا و معین، هم در مفاهیم انتزاعی مانند تحمیل مسئولیت، محاصره کردن و به بند کشیدن کاربرد دارد و هم در طب سنتی به عنوان نشانهای از بیماری و خستگی (به صورت ایجاد حلقه تیره پیرامون چشم یا زخم) شناخته میشود.
در تحلیل فرهنگی، این واژه پیوند عمیقی با مفاهیمی چون طاعت، تسلیم و تعهد دارد. در متون دینی و قرآنی نیز تعبیر مجهول این ریشه برای نشان دادن تجسم اعمال و بارهای سنگین اخلاقی بر گردن انسان در قیامت به کار رفته است که نشاندهنده ابعاد استعاری قدرتمند این واژه در ذهن پارسیزبانان است.