یعنی چه
این عبارت شکل دگرگونشده یا نقلی از ضربالمثل معروف و کنایهآمیز «مته به خشخاش گذاشتن» است. در زبان فارسی، خود این ترکیب به تنهایی کاربرد مستقل کمتری دارد و اشاره به رفتاری دارد که در آن فرد روی جزئیات بسیار ریز، ناچیز و بیاهمیت قفل شده و با وسواس فکری فراوان سختگیری لجبازانه به خرج میدهد.
تلفظ
تلفظ این عبارت بر اساس واژگان سازندهی آن به صورت [be khash-khāsh mi-gozārand] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً ۱۵ حرف دارد و به عنوان پاسخ کنایههایی چون سختگیری افراطی یا موشکافی بیمورد به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این سطح از ریزبینی و وسواس در جزئیات ناچیز، از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معادل ضربالمثلی و نزدیک به این مفهوم عبارت «يستخرج الشعرة من العجين» (مو را از خمیر بیرون میکشد) است.
نماد چیست
در این اصطلاح، «مته» نماد ابزار تفحص عمیق، فشار و نفوذ است و «دانه خشخاش» نماد نهایتِ کوچکی، کمارزشی و جزئیاتِ ذرهبینی است. ترکیب تصویرسازی قرار دادن مته روی دانه ریز خشخاش، نماد انجام یک کار محال، بیهوده و از روی لجبازی فکری است.
جمعبندی و توضیح کامل به خشخاش می گذارند
عبارت «به خشخاش میگذارند» در واقع صورت خلاصه شده و عامیانهای از ضربالمثل کنایی و اصیل فارسی یعنی «مته به خشخاش گذاشتن» یا «مته به خشخاش زدن» است. این اصطلاح در ادبیات عامه برای توصیف افرادی به کار میرود که در انجام کارها یا بررسی امور، دچار وسواس فکری شدید، باریکبینی افراطی و سختگیری بیمورد میشوند و بر روی نکات بسیار ریز و کماهمیت پافشاری میکنند.
از نظر تصویرسازی ذهنی، دانه خشخاش به عنوان یکی از کوچکترین دانهها شناخته میشود و تلاش برای قرار دادن نوک مته (که ابزار سوراخکاری اشیاء بزرگ است) بر روی آن، کنایه از رفتاری کاملاً بیهوده و مضحک برای ایرادگیری است. این اصطلاح قرابت معنایی بسیار نزدیکی با مفاهیمی همچون «مو را از ماست کشیدن» یا «ایراد بنیاسرائیلی گرفتن» دارد و در روابط اجتماعی، هشداری است برای پرهیز از سختگیریهای ملانقطی که مانع پیشبرد کارهای اصلی میشود.