یعنی چه
واژهٔ «باقدرت» در زبان فارسی به عنوان یک صفت مرکب به معنای داشتن نیرو، توانایی فراوان و نفوذ کلام یا عمل به کار میرود. این کلمه برای توصیف فرد، گروه یا ابزاری استفاده میشود که از توانایی بالایی برای تأثیرگذاری یا انجام کارهای سنگین و مقتدرانه برخوردار است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [باقُدرَت] است که از پیشوند دارندگی «با» و واژهٔ «قدرت» تشکیل میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژهٔ «باقدرت» با تعداد ۶ حرف، به عنوان پاسخ کلماتی نظیر توانا، نیرومند، صاحب نفوذ یا مقتدر شناخته میشود.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای این واژه در زبان انگلیسی برای نشان دادن توانایی، نیرو و اقتدار بالا شامل موارد فوق است.
به فارسی
مترادفهای این واژه شامل قدرتمند، توانا، توانمند، قادر، قوی و مقتدر است. در مقابل، واژههایی همچون ناتوان، ضعیف، بیقدرت و کمزور به عنوان متضادهای آن در زبان فارسی شناخته میشوند.
در قرآن
خود واژهٔ ترکیبی و فارسی «باقدرت» در قرآن وجود ندارد، اما ریشهٔ عربی آن (قدر) بارها در قالب صفات الهی همچون «القادر» و «القدیر» به معنی توانا و بینهایت قادر برای توصیف قدرت پروردگار به کار رفته است. همچنین واژه «قُوَّة» نیز در مفاهیمی مشابه استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل باقدرت
واژهٔ «باقدرت» یک صفت مرکب پیشوندی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند دارندگی «با» و واژهٔ عربی «قدرت» (از ریشه ثلاثی مجرد ق-د-ر) ساخته شده است. این واژه در لغتنامههای معتبری همچون دهخدا، معین و عمید به معنای دارندهٔ نیرو، توانایی فراوان، اقتدار و نفوذ معنا شده و کاربرد گستردهای در ادبیات روزمره و رسمی دارد.
اگرچه خود این ترکیب فارسی در متن قرآن کریم به چشم نمیخورد، اما ریشههای اشتقاقی آن در قالب نامها و صفات خداوند مانند قدیر و قادر بازتابدهندهٔ برترین مرتبهٔ توانایی و تسلط است. در فرهنگ عامه و نمادشناسی، مفهوم باقدرت بودن معمولاً با نشانههایی چون شیر، عقاب یا مشت گرهکرده تصویر میشود که همگی دلالت بر استواری و توانمندی دارند.