یعنی چه
حسن و قبح ذاتی یک اصطلاح عمیق در فلسفه و کلام اسلامی است که بیان میکند برخی کارها در ذات و ماهیت خودشان خوب (حسن) یا بد (قبح) هستند؛ یعنی این ارزشهای اخلاقی، واقعی و مستقل از قانونگذار یا قراردادهای اجتماعی هستند. برای مثال، عقل انسان به تنهایی و بدون نیاز به پیام پیامبران درک میکند که راستگویی و عدالت ذاتاً نیکو است و دروغگویی و ظلم ذاتاً ناپسند است؛ نه اینکه چون دین به آنها امر یا نهی کرده، خوب یا بد شده باشند. مذهب عدلیه (امامیه و معتزله) طرفدار سرسخت این دیدگاه هستند.
تلفظ
این ترکیب به صورت «حُسْن وَ قُبْحِ ذاتی» (ḥosn va qobḥ-e zātī) خوانده میشود که در آن حُسن به معنای زیبایی و نیکی، قُبح به معنای زشتی و ناپسندی، و ذاتی به معنای منسوب به ذات و ماهیت درونی شیء است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به پرسشهایی نظیر «نظریه واقعی بودن اخلاق در کلام اسلامی» یا «اصطلاح عقلی بودن خوبی و بدی افعال»، عبارت «حسن و قبح ذاتی» با ۱۱ حرف (بدون احتساب فاصلهها) یا مترادف آن «حسن و قبح عقلی» است.
به انگلیسی
در متون فلسفه اخلاق غربی، نزدیکترین معادلها برای توصیف این رویکرد، اصطلاحاتی چون واقعگرایی اخلاقی یا اخلاق عینی است که به مستقل بودن ارزشهای اخلاقی از ذهن و قرارداد اشاره دارد.
به فارسی
معادل ساده و روان فارسی این اصطلاح فلسفی، «خوبی و بدی درونی» یا «نیکی و زشتی ساختاریِ کارها» است؛ به این معنا که ارزش اخلاقی در تاروپود خود عمل نهفته است.
در قرآن
خودِ عبارت ترکیبی «حسن و قبح ذاتی» در متن قرآن نیامده است و مادهٔ «قبح» نیز تنها یکبار به صورت «المقبوحین» (به معنی طردشدگان) به کار رفته که ربطی به این اصطلاح ندارد. با این حال، مبانی این نظریه در قرآن با تأکید بر مفاهیمی چون عدل، معروف، احسان و نکوهش ظلم تجلی یافته است؛ به طوری که آیاتی که ظلم را از خداوند نفی میکنند (مثل آیه ۴۰ سوره نساء)، گواهی بر این هستند که ظلم ذاتاً قبیح است و خداوند منزه از انجام آن است.
جمعبندی و توضیح کامل حسن و قبح ذاتی
حسن و قبح ذاتی یکی از کلیدیترین مباحث کلامی و فلسفی در جهان اسلام است که مرز میان مکاتب فکری را مشخص میکند. بر اساس این نظریه، ارزشهای اخلاقی مانند عدالت، امانتداری و راستگویی، حقایقی واقعی و تکوینی هستند که در ذات این افعال نهفتهاند. عقل انسان به عنوان یک نیروی درککننده، قادر است بدون اتکا به وحی، حسن (زیبایی) یا قبح (زشتی) این امور را کشف کند. شیعه و معتزله (معروف به عدلیه) مدافعان اصلی این رویکرد هستند.
در نقطهٔ مقابل، مکتب اشاعره قرار دارد که به «حسن و قبح شرعی» معتقد است؛ آنها باور دارند که افعال پیش از ورود دین هیچ ارزش اخلاقی ندارند و تنها امر و نهی خداوند است که کارها را خوب یا بد میکند. اما در نگاه قائلان به حسن و قبح ذاتی، دستورات شرع در واقع راهنمایی و تأییدی بر یافتههای عقل سلیم هستند و اصول اخلاقی فراتر از زمان، مکان و قراردادها، ثبات و جاودانگی دارند.