یعنی چه
این واژه در لغتنامههای معتبر فارسی به دو معنی به کار رفته است؛ اول در مفهوم مادی و طبیعی به معنای غاز یا اردک بزرگ و فربه (بط کلان)، و دوم در مفهوم مجازی و کنایی برای اشاره به فرد احمق، نادان و کمعقل.
تلفظ
این کلمه به صورت خَربَتَه یا خَربَتِه (با فتح خاء، سکون ر، فتح باء و تاء) تلفظ میشود و شکل دیگری از واژگان خربت و خربط است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'غاز بزرگ'، 'بط کلان' یا 'انسان ابله' کاربرد دارد.
به انگلیسی
با توجه به دوگانگی معنایی واژه، در زبان انگلیسی بسته به متن از معادلهای مربوط به غاز بزرگ یا شخص کمعقل استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه با خربط عربی مشترک است که در آن زبان نیز به مرغابی بزرگ یا مرد زمخت و کمخرد اشاره دارد.
به ترکی
در زبان ترکی معادلهای دقیقی برای هر دو جنبه معنایی حقیقی و مجازی این واژه وجود دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل و کهن این واژه شامل عباراتی چون بط فربه، قاز، اِوَّز، قلولا و در واژگان کنایی شامل احمق، کالوس و غافل است.
جمعبندی و توضیح کامل خربته
واژه «خربته» که در متون کهن به صورت «خربت» و «خربط» نیز ضبط شده، یک اسم مرکب یا واژه معرب است که در فرهنگهای لغت معتبری چون دهخدا و معین به آن اشاره شده است. این واژه در اصل به نوعی غاز یا اردک جثهدار و فربه دلالت دارد که به دلیل نوع حرکت یا ظاهر پرنده، به مرور زمان به عنوان کنایه برای افراد نادان، ابله و سسترای نیز به کار رفته است.
استفاده از شکل بدون هاء این واژه (خربت) در شعر شاعران سبک خراسانی نظیر منوچهری دامغانی سابقه دارد؛ آنجا که شکم بزرگ و برآمده را به پشت و شکم این پرنده تشبیه میکند. بنابراین، این کلمه هم در حوزه واژگان پرندهشناسی کهن و هم در ادبیات کنایی و هجوی فارسی جایگاه مشخصی دارد.