یعنی چه
این ترکیب عطفی برای نشان دادن اوج درماندگی، پریشانحالی و خواریِ توام با ناله و ناتوانی به کار میرود. در متون کلاسیک فارسی نیز به معنای بیچاره، مستأصل و رنجور آمده است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «خوار و زار» (xār o zār) است که در آن حرف واو در کلمه خوار خوانده نمیشود (واو معدوله) و واو عطف به صورت ضمه (ـُ) تلفظ میگردد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن میتوان از واژگانی که بیانگر اوج نکبت، ذلت و بدبختی هستند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی کلماتی که بر خواری، پستی و بیپناهی دلالت دارند، نزدیکترین معادلها برای این ترکیب فارسی هستند.
به فارسی
این واژه یک ترکیب اصیل فارسی است. واژه «خوار» از ریشه ایرانی میانه (xwār) به معنی پست و بیارزش، و «زار» به معنی ناتوان، ضعیف و گریان است. متضادهای آن عبارتند از: عزیز، شریف، بلندمرتبه، سرافراز، ارجمند و کامروا. همخانوادههای آن برای خوار: خواری، خوارداشت، خوارمایه؛ و برای زار: زاری، نزار، زارزار میباشند.
در قرآن
ترکیب عطف فارسی «خوار و زار» در متن قرآن وجود ندارد، اما از نظر مفهومی و معنایی، مفاهیمی چون خواری، ذلت و زمینگیری که با واژههایی نظیر أَذِلَّة (ذلیلان)، صَاغِرِین (کوچکشمردگان) و الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ (خواری و بیچارگی) بیان شدهاند، همپوشانی کاملی با آن دارند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و اشعار فارسی (مانند شاهنامه فردوسی)، این واژه نماد تغییر سرنوشت به سوی ضعف، شکستخوردگی، تسلیم و از دست رفتن کامل جاه و جلال انسانی است و برای تصویر کردن احوال انسانهای مغلوب و بیپناه به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خوار و زار
واژه «خوار و زار» یکی از ترکیبهای عطفی و اصیل زبان فارسی است که از دو جزء «خوار» (به معنای پست، بیارزش و حقیر) و «زار» (به معنای رنجور، ناتوان و گریان) تشکیل شده است. این اصطلاح در کنار هم برای توصیف بالاترین حد از درماندگی، بیچارگی و زبونی یک شخص یا یک وضعیت به کار میرود و نشاندهنده شرایطی است که فرد نهتنها از نظر جایگاه اجتماعی و عزت نفس سقوط کرده، بلکه از نظر جسمی یا روحی نیز دچار فرسودگی و رنج عمیق شده است.
در ادبیات فارسی، شاعران و نویسندگان بزرگ از این ترکیب برای نشان دادن بیثباتی دنیا و دگرگونی ناگهانی روزگار استفاده کردهاند؛ چنانکه فردوسی میفرماید: «یکی را برآری به چرخ بلند / یکی را کنی خوار و زار و نژند». این واژه از نظر معنایی با مفاهیمی چون ذلت، مسکنت و فرومایگی گره خورده و متضاد کلماتی چون عزت، ارجمندی و سرفرازی است.