یعنی چه
واژه سستبنیاد به صفت هر چیز یا کسی اشاره دارد که شالوده، پایه و اساس محکمی ندارد. این واژه هم برای سازههای فیزیکی بدون استحکام و هم به صورت مجاز برای عقاید، عهدها، نظریهها یا حکومتهای ناپایدار و بیاعتبار به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت سُسْتْ بُنْیادْ است که از دو جزء سست (به معنی ضعیف و ناپایدار) و بنیاد (به معنی شالوده و اساس) تشکیل شده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق به راهنمای «سست بنیاد» خودِ این واژه با ۸ حرف است. طراحان جدول گاهی از مترادفهایی چون بیپایه، بیبنیان یا متزلزل نیز استفاده میکنند.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بسته به متن، مفاهیمی چون بیاساس بودن استدلال یا متزلزل بودن یک ساختار فیزیکی را میرسانند.
به عربی
در زبان عربی برای توصیف مفهوم سستبنیاد از کلماتی استفاده میشود که نشاندهنده ضعف پایه، واهی بودن ریشه یا شکنندگی ساختار مادی و معنوی هستند.
به فارسی
واژههای برابر و مترادف در زبان فارسی شامل بیاساس، بیپایه، بیبنیان، متزلزل، ضعیفالاساس و ناپایدار هستند که همگی مفهوم عدم استحکام را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل سست بنیاد
واژه «سستبنیاد» یک صفت مرکب کاملاً پارسی است که از ترکیب دو جزء «سست» و «بنیاد» ساخته شده و ریشه در زبان پارسی میانه دارد. این واژه به زیبایی عدم پایداری و شکنندگی یک پدیده را به تصویر میکشد؛ خواه این پدیده یک بنای فیزیکیِ در شرف ریزش باشد، خواه یک نظام فکری، نظریه علمی یا حکومت سیاسی که توانایی مقاومت در برابر چالشها را ندارد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، مفاهیم عینی متعددی به عنوان نماد سستبنیادی شناخته میشوند که بارزترین آنها «تار عنکبوت» است؛ خانهای شکننده که با کمترین وزش باد از هم میپاشد و در قرآن کریم نیز به عنوان سستترین خانهها توصیف شده است. متضاد این کلمه واژههایی چون استوار، مستحکم و محکمبنیاد هستند که بر اهمیت داشتن ریشهها و پایههای قوی تاکید میکنند.