یعنی چه
خمری صفت نسبی است که به سه مفهوم اشاره دارد: نخست، هر چیز مربوط به خمر (شراب) و میگساری؛ دوم، رنگ شرابی یا ارغوانی تیره متمایل به سیاه؛ و سوم، در ادبیات به اشعاری که در وصف شراب و احوال آن سروده شدهاند (شعر خمریه).
تلفظ
این واژه به دو صورت تلفظ میشود: «خَمْری» (Xamri) که منسوب به خَمْر (شراب) است و «خُمْری» (Xomri) که منسوب به خُمره (کوزه و ظرف سفالین بزرگ) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «منسوب به شراب یا رنگ شرابی» کلمه ۴ حرفی «خمری» است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد متنی، برای معنای رنگی و بادهای از واژگان مرتبط با wine و برای ظرف سفالین از earthenware استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی، واژههای شرابی، بادهای، مستانه، کوزهای و زرشکی تیره به عنوان معادلها و مترادفات دقیق این کلمه در بافتهای مختلف به کار میروند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و تصوف، مستی و احوال خمری نماد فنا در عشق الهی، رهایی از قید عقل مادی و تجلی اسرار دل است. در حوزه رنگشناسی نیز رنگ خمری نماد تجمل، شکوه، عاطفه عمیق و گاه سنگینی احساسی است.
جمعبندی و توضیح کامل خمری
واژه «خمری» یک صفت نسبی با ریشه عربی (خ م ر) است که در دو شکل تلفظی کاربردهای متفاوتی دارد. در تلفظ رایجتر یعنی «خَمری»، این کلمه به هر چیز منسوب به شراب، بادهگساری و سبک شعری خمریه اشاره دارد و در عین حال، تداعیکننده رنگ شرابی یا ارغوانی تیره متمایل به سیاه است. در تلفظ «خُمری»، به مفهوم ظرف سفالین بزرگ یا خمره بازمیگردد.
از منظر ریشهشناسی، ماده اصلی این کلمه معنای «پوشاندن» دارد؛ به طوری که شراب را به دلیل پوشاندن عقل، خمر و روسری را به دلیل پوشاندن سر، خِمار مینامند. این واژه و ریشهاش کاربرد مستقیمی نیز در متون کهن و آیات قرآن دارند.
در ادبیات و عرفان فارسی، خمری بودن یا احوال مرتبط با آن، گرهخورده با مفاهیم نمادینی همچون مستی مستانه، رهایی از تعلقات دنیوی و غرق شدن در تجلیات عشق الهی است که دل عارف را به خمرهای از اسرار تشبیه میکند.