یعنی چه
تیرهچشم یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب دو واژهٔ «تیره» (به معنی تاریک و کدر) و «چشم» ساخته شده است. این اصطلاح در متون کلاسیک و ادبی به کسی اطلاق میشود که بینایی خود را از دست داده یا چشمانش کمنور و ضعیف شده باشد. گاهی نیز در مفهوم کنایی برای اشاره به افراد بیبصیرت یا کوتهنظر به کار میرود.
تلفظ
این واژه از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول «تیره» با کسرهٔ پیش از های بیان حرکت (tīre) و بخش دوم «چشم» با فتحة چاء و سکون شین و میم (čašm) قرائت میشود.
در جدول
اگر در جدولهای متقاطع با پرسشی مثل «نابینا»، «کور» یا «دارای چشم تاریک» مواجه شدید که پاسخی ۷ حرفی میخواست، واژهٔ «تیره چشم» پاسخ دقیق آن است.
به انگلیسی
در ترجمهٔ این واژه به انگلیسی، بسته به شدتِ تاریکی چشم، میتوان از کلمهٔ blind برای نابینایی کامل یا اصطلاحات اصولیتر مانند dim-sighted برای ضعف بینایی استفاده کرد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی و آذربایجانی، رایجترین واژه برای رساندن مفهوم تیره چشم و نابینایی، کلمهٔ «Kör» است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، تیرهچشم نماد فردی است که از دیدن جهان مادی محروم است. با این حال، شاعران بزرگی مانند ناصرخسرو از این صفت در تقابل با «روشنبینی باطنی» استفاده کردهاند؛ به این معنی که فرد ممکن است از نظر ظاهری نابینا (تیرهچشم) باشد اما چشمان دل و عقل او کاملاً بینا و آگاه باشد.
جمعبندی و توضیح کامل تیره چشم
واژهٔ «تیره چشم» یک صفت مرکب اصیل و فصیح در زبان فارسی است که ریشه در پهلوی دارد. این کلمه در معنای نخستین و متداول خود به فرد نابینا، کور یا کسی که چشمانش دچار ضعف شدید بینایی و تاریکی شده است اشاره دارد. از نظر ساختاری، این کلمه دقیقاً از هفت حرف تشکیل شده و در طراحهای جدول کلمات متقاطع به عنوان معادل کلماتِ کور و اعمی کاربرد دارد.
در قلمرو ادبیات فارسی، تیرهچشم فراتر از یک نقص جسمانی، بار استعاری و نمادین به خود میگیرد. شاعران کهن برای ایجاد تضاد و توازن، بارها این اصطلاح را در کنار مفهوم «روشنبینی» یا بصیرت دل نشاندهاند تا یادآور شوند که نابینایی چشم سر، مانعی برای دانایی، درک حقایق و روشنایی عقل و جان آدمی نیست.