یعنی چه
تعصبی در زبان فارسی به رفتاری یا فردی اطلاق میشود که بدون منطق و استدلال، و صرفاً از روی لجاجت و وابستگی شدید، از یک فکر، شخص یا آیین دفاع میکند و حاضر به پذیرش حقیقت یا دیدگاههای مخالف نیست. این واژه شکل صفتی و عامیانهتر از «متعصب» است.
تلفظ
این واژه به صورت تَعَصُّبی (تَ / عَصْ / صُ / بی) تلفظ میشود و تشدید روی حرف صاد قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند متعصب، قشری و فناتیک به عنوان هممعنی آن به کار میروند، اما خود واژه تعصبی دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به شدت و بافت متن، کلمات مختلفی برای این مفهوم وجود دارد که نشاندهنده سوگیری، پیشداوری یا دگماتیسم است.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «عصب»، واژه متعصب مستقیماً برای این معنا استفاده میشود.
در قرآن
خود واژه «تعصبی» یا ریشه آن به این شکل در قرآن نیامده است، اما مفهوم آن تحت عنوان «حَمِیَّةَ الْجَاهِلِیَّةِ» (تعصب و غیرت کورکورانه جاهلی) در آیه ۲۶ سوره فتح به شدت مذمت شده و مانعی برای پذیرش حق دانسته شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، تعصبی بودن نماد چشم فروبستن بر واقعیت، گرفتن گوشها در برابر حقیقت و داشتن یک ذهن تکبعدی و نفوذناپذیر است که قبیلهگرایی را بر منطق ترجیح میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل تعصبی
واژه «تعصبی» در زبان فارسی امروز بار معنایی منفی و انتقادی دارد. این کلمه که از ریشه عربی «عصب» به معنای بستن و محکم کردن گرفته شده، در اصطلاح به کسی اشاره میکند که فکر و دیدگاه خود را بر روی هرگونه استدلال جدید بسته است. فرد تعصبی بدون سنجش منطقی، صرفاً به دلیل وابستگیهای قومی، مذهبی، تیمی یا فکری، از یک جریان دفاع میکند.
اگرچه در متون کهن گاهی تعصب به معنای غیرت مثبت و پایبندی به اصول نیز به کار رفته، اما در ادبیات معاصر و روانشناسی اجتماعی، رفتارهای تعصبی به عنوان مانعی بزرگ برای گفتگو، پیشرفت و تفکر انتقادی شناخته میشوند. این ویژگی در ادیان و فرهنگهای مختلف نیز به دلیل ایجاد تفرقه و لجاجت در برابر حقیقت، همواره مورد نکوهش قرار گرفته است.