یعنی چه
نفحه در اصل اسم مره (برای یکبار) از ریشه عربی «نَفَحَ» است و به معنای یکبار وزیدن باد ملایم، انتشار رایحه خوش در فضا، یا دریافت سهم و نصیب کوچکی از یک بخشش و رحمت به کار میرود. در ادبیات عرفانی نیز به تجلیات ناگهانی و کوتاهمدت فیض الهی اشاره دارد که به دل سالک روح میبخشد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول و سکون دوم یعنی [نَفْـ حَـ هْ] تلفظ میشود و نباید آن را با واژه «نَفْخَه» (با خاء به معنی دمیدن یا باد شکم) اشتباه گرفت.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «نفحه» به عنوان پاسخ برای طراحانی که «بوی خوش»، «نسیم ملایم» یا «دم و نفس» را طلب میکنند، یک گزینهی ۴ حرفی دقیق است.
به انگلیسی
برای انتقال حس معنوی یا بهره اندک نیز میتوان از عباراتی مانند a small portion of grace استفاده کرد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در خود این زبان نیز به عنوان تکوزش نسیم، انتشار بوی خوش یا یک عطا و موهبت گذرا شناخته میشود.
به فارسی
برگردانها و برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون نسیم، شمیم، بوی خوش، دم، دمش، وزش و عطف به معنای ثانوی آن، «عطیه» و «بخشش» است.
در قرآن
این واژه یکبار با همین رسمالخط در آیه ۴۶ سوره انبیاء آمده است: «وَلَئِن مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّکَ...» (و اگر کمترین سختی و شمهای از عذاب پروردگارت به آنها برسد...). کلمه نفحه در این آیه دقیقاً به معنای اصابتِ کم یا بهرهای ناچیز و گذرا به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل نفحه
واژه «نفحه» از کلمات ظریف و پرمحتوایی است که از زبان عربی به ادبیات فارسی راه یافته است. این کلمه در اساس به وزش لطیف و ناگهانی نسیم یا انتشار شمهای از بوی خوش اشاره دارد، اما به دلیل بار معنایی خاص خود، در حوزههای متفاوتی مانند زبان عمومی، متون قرآنی و متون عرفانی کاربردهای متمایزی پیدا کرده است.
در فرهنگ اسلامی و عرفانی، نفحه جایگاه ویژهای دارد و نمادی از عنایتهای ناگهانی، تجلیات کوتاهمدت لطف الهی و الهامات غیبی است که بر قلب سالک میوزد و آن را زنده میسازد. این مفهوم برگرفته از حدیث مشهوری از پیامبر اسلام (ص) است که انسانها را به قرار گرفتن در معرض نسیمهای رحمت الهی (نفحات) در طول زندگی تشویق میکند.