یعنی چه
عماش (یا عَمَش) به حالتی در پزشکی قدیمی و لغوی گفته میشود که در آن چشم دچار سستی، کمبینایی و تاری دید دائمی میشود و همواره از آن اشک جاری است، به طوری که فرد در روز به خوبی نمیبیند.
تلفظ
این واژه در اصلِ ریشه عربی خود به صورت عَمَش (ʿamash) تلفظ میشود و صفتی که از آن بر وزن فعال ساخته شده یا در فارسی به کار میرود به صورت عَمّاش یا اَعمَش بیان میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه عماش به عنوان پاسخ چهار حرفی برای طراحان سوال با راهنمای «تاری دید»، «ضعف چشم» یا «اشکریزش چشم» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای توصیف این حالت در زبان انگلیسی از اصطلاحاتی مانند Bleary-eyedness برای چشمان تار و آبریزشدار و در اصطلاح پزشکی معادلهای تقریبی مانند Amblyopia استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل کمبینایی، تاری چشم، خستگی و سستی چشم و آبریزش مداوم بینایی است که در متون کهن گاهی به جای روزکوری نیز نشسته است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و متون استعاری، عماش نماد غفلت، جهل و ظاهربینی است؛ اشارت به کسی دارد که به دلیل بیماریِ چشمِ دل، توانایی دیدن نور حقیقت و باطن امور را ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل عماش
واژه عماش یک لغت با ریشه عربی (از ثلاثی مجرد ع-م-ش) است که به زبان فارسی راه یافته است. این کلمه در اصل به یک عارضه چشمی اشاره دارد که مشخصه اصلی آن ضعف بینایی، تاری دید و ریزش مداوم اشک است، به گونهای که فرد در طول روز توانایی دیدن واضح محیط اطراف خود را از دست میدهد.
اگرچه این واژه در زبان فارسی معیار مدرن و گفتگوهای روزمره به ندرت شنیده میشود، اما جایگاه ویژهای در طراحی جدولهای کلمات متقاطع و متون کهن پزشکی و ادبی دارد. صفت فاعلی معروف مشتق از این ریشه «اعمش» است که در تاریخ به عنوان لقب برخی شخصیتهای علمی نیز ثبت شده است.
در حوزه ادبیات و عرفان نیز از این واژه استفاده استعاری میشود. عماش در این بستر، نمادی از کوری باطن، غفلت و ناتوانی انسان در شهود حقیقت تجلیات الهی یا شناخت سره از ناسره به دلیل حجابهای نفسانی تلقی میگردد.