یعنی چه
لابیرنت استخوانی (Bony Labyrinth) کپسولی سخت و استخوانی در بخش سنگی استخوان گیجگاهی جمجمه است که گوش داخلی را تشکیل میدهد. این ساختار محافظ، شامل سه بخش اصلی حلزون (برای شنوایی)، دهلیز و مجاری نیمدایرهای (برای حفظ تعادل) است که درون آن مایع پریلنف و لابیرنت غشایی قرار دارد.
تلفظ
واژهٔ لابیرنت با کسرِ «ر» (لابیرِنت) تلفظ میشود و از طریق زبان فرانسوی به فارسی راه یافته است؛ واژهٔ دوم نیز صفت نسبی از استخوان است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح دقیقاً «لابیرنت استخوانی» با ۱۵ حرف است. همچنین معادلهای دیگر آن مانند «پیچال استخوانی» یا «هزارتوی استخوانی» نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در متون پزشکی و کالبدشناسی بینالمللی، از این اصطلاحات برای توصیف بخش استخوانی گوش داخلی استفاده میشود.
به فارسی
واژهٔ «پیچال استخوانی» معادل مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این اصطلاح آناتومیک است. در متون عمومی و ادبی نیز از آن با نام «هزارتوی استخوانی» یاد میشود.
نماد چیست
در حوزهٔ کالبدشناسی و علوم پزشکی، این واژه نماد مهندسی ظریف بدن، سیستم تعادل (دستگاه دهلیزی) و شنوایی است. در مفاهیم عمومی، فلسفی و هنری، واژهٔ لابیرنت یا هزارتو به عنوان استعارهای از پیچیدگیهای ذهن، دروننگری و حرکت در مسیرهای ناشناخته و دشوار به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل لابیرنت استخوانی
لابیرنت استخوانی یکی از حیاتیترین و ظریفترین ساختارهای کالبدشناسی بدن انسان است که در عمق استخوان گیجگاهی جمجمه قرار دارد. این کپسول سخت و مینیاتوری، وظیفه محافظت از اندامهای حساس شنوایی و تعادل را بر عهده دارد و خود به سه بخشِ حلزون گوش، دهلیز و مجاری نیمدایرهای تقسیم میشود.
درون این شبکهٔ پیچدرپیچ، مایعی به نام پریلنف جریان دارد که بستر قرارگیری لابیرنت غشایی (ساختار نرم داخلی) را فراهم میکند. هرگونه آسیب به این بخش میتواند منجر به اختلالات جدی در شنوایی یا از دست رفتن تعادل فرد شود.
از نظر زبانشناسی، این اصطلاح ترکیبی از واژه یونانی لابیرنت (به معنی هزارتو) و واژه اصیل فارسی استخوان است که فرهنگستان زبان فارسی معادل «پیچال استخوانی» را برای آن تصویب کرده است.