یعنی چه
تن پروردن به معنای رسیدگی افراطی به خواهشهای نفسانی و بدنی، عافیتطلبی و ترجیح دادن استراحت و لذتهای مادی بر تحمل سختیهای سازنده، یادگیری هنر یا ارتقای روحی است.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «تَن» (با فتح ت) و «پَرْوَرْدَنْ» (با فتح پ و سکون ر و و) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول واژهٔ «تن پروردن» با ۸ حرف است. واژههای هممعنی مانند تنآسایی یا تنپروری نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی مفاهیمی که به مراقبت افراطی از جسم و تنبلی اشاره دارند بهترین برگردان هستند.
به عربی
در فرهنگ عربی مفاهیمی چون عیش مفرط، سستی در وظایف و رفاهزدگی معادل این ترکیب قرار میگیرند.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل این واژه شامل تنپرستی، سستی، کاهلی، رفاهزدگی و خودپروری است که همگی بر ترجیح آسایش جسمی دلالت دارند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و اخلاقی، تن پروردن نماد انسان تهی از حکمت، شکمبارگی و بیبهره بودن از هنر و معنویت است؛ همانطور که سعدی میگوید تنپروران از هنر لاغرند.
جمعبندی و توضیح کامل تن پروردن
واژهٔ «تن پروردن» یک ترکیب اصیل فارسی مشتق از ریشه میانه (parwardan و tan) است که در فرهنگ لغت و ادبیات منظوم ما بار معنایی اخلاقی و هشداری دارد. این عبارت به معنای تمرکز افراطی بر مادیات، خورد و خوراک، و راحتی جسمانی است، به گونهای که فرد را از تلاش برای ارتقای ظرفیتهای روحی، یادگیری مهارتها و پذیرش مسئولیتهای اجتماعی بازمیدارد.
اگرچه این واژه مستقیماً در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم مترادف آن مانند «کسالی» (سستی در عبادت) و «اثّاقلتم» (تنپروری و سنگین شدن بر زمین هنگام جهاد) به شدت نکوهش شدهاند. در حوزه ادبیات نیز شاعرانی چون سعدی آن را مایه بیهنری و زوال عقلانیت انسان دانستهاند.
در بازیهای فکری و جدول کلمات، این ترکیب دقیقاً ۸ حرف دارد و به عنوان نمادی از لذتگرایی سطحی، عافیتطلبی و سستی اراده شناخته میشود که نقطه مقابل آن مفهوم «جان پروردن» یا مجاهدت و خودسازی است.