یعنی چه
این واژه به مفهوم ابراز تذلل، خضوع، سر فرود آوردن و فروتنی کامل در بافتار عبادت و بندگی اشاره دارد و به کسی اطلاق میشود که در حال ادای مناسک یا در وضعیت سجود است.
مترادف
در متون لغوی و بافتهای عبادی، واژههای ساجد و سجدهگر دقیقترین هممعنیها هستند و کلماتی مانند خاضع و فروتن جنبهی اخلاقی و رفتاری آن را پوشش میدهند.
تلفظ
این ترکیب از واژهٔ عربی «سجده» (سَجْ دِه) و صفت فاعلی فارسی «کننده» (کُ نَنْ دِه) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر به دنبال یک واژهٔ ۹ حرفی برای این مفهوم باشید، پاسخ دقیق آن «سجده کننده» است. برای گزینههای کوتاهتر، واژهٔ ۴ حرفی «ساجد» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان مفهوم فردی که در حال پیشانی سودن بر زمین یا خضوع کامل است، از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اسم فاعل مشتق شده از ریشه (س ج د) واژهٔ ساجد است که حالتهای جمع آن به صورت سُجَّد و ساجدون به وفور استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و ترکیبات فارسی که این مفهوم را بازگو میکنند شامل سجدهگر و در بافتار آیینی، نمازگزار و خاکسار هستند.
در قرآن
در قرآن کریم، از سجدهکنندگان ستایش شده است؛ مانند آیه ۱۱۲ سوره توبه (...التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ... السَّاجِدُونَ...) و آیه ۲۹ سوره فتح (...تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا...) که به حالت رکوع و سجدهٔ مؤمنان اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل سجده کننده
واژهٔ «سجده کننده» ترکیبی از واژهٔ عربی سجده (از ریشه س-ج-د) و پسوند فاعلی فارسی است که معنای نهایی خضوع، بندگی و پیشانی بر خاک نهادن را افاده میکند. این کلمه در مراجع لغوی معادل کلمهٔ «ساجد» بوده و نشاندهنده تسلیم مطلق در برابر پروردگار است.
در فرهنگ اسلامی و عرفان شرقی، سجدهکننده نماد فناء فیالله، فروریختن منیت و ترک تکبر است؛ چرا که فرد شریفترین موضع بدن خود یعنی پیشانی را بر بیارزشترین چیز یعنی خاک میساید تا اوج بندگی خود را به نمایش بگذارد.
در قرآن کریم نیز به کرات از واژههای همخانواده و جمع این اصطلاح مانند ساجدون و سُجَّد برای توصیف احوال مؤمنان، فرشتگان و مصلحان استفاده شده که گویای اهمیت والای این حالت عبادی در تکامل معنوی انسان است.