یعنی چه
«جوهر الهی» اصطلاحی فلسفی و عرفانی است که به ذات مستقل، قائمبهخود و قدسی خداوند اشاره دارد. در لغت و عرفان، به اصل و حقیقت پایدار الهی یا روح منسوب به خدا در باطن انسان گفته میشود. در فلسفه غرب (مانند اسپینوزا) این واژه نشاندهنده ذات یگانه و نامتناهی جهان است، اما در فلسفه اسلامی، واجبالوجود را فراتر از دستهبندی جوهر و عرض میدانند و این ترکیب بیشتر کاربرد عرفانی دارد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «جَوهَر» (به فتح جیم و سکون واو) و «اِلهی» (با کسره الف و لام ممدود) تشکیل شده است که در حالت اضافه با کسره به هم متصل میشوند.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی که به ذات، حقیقت قدسی یا اصل خداوند اشاره دارند، عبارت «جوهر الهی» با ۸ حرف یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب برای اشاره به جوهر قائمبهذات از واژه Substance استفاده میشود و در متون الهیات عمومی، Essence کاربرد بیشتری دارد.
به عربی
در زبان عربی از ترکیب الوجوهر الإلهی یا الذات الإلهية برای بیان این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای خالصتر و روان فارسی برای این اصطلاح، «گوهر خدایی»، «گوهر قدسی»، «ذات پاک» و «حقیقت مطلق» هستند که ریشه در پهلوی و ادبیات کلاسیک پارسی دارند.
در قرآن
عین واژه «جوهر» در قرآن کریم به کار نرفته است، چرا که اصطلاحی کلامی و فلسفی است که بعدها وارد ادبیات اسلامی شد. با این حال، مفاهیمی چون «نَفَختُ فيهِ مِن روُحي» (دمیدن از روح خود در انسان) یا «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» در تفاسیر عرفانی به عنوان جلوهای از حقیقت و جوهر الهی تعبیر شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل جوهر الهی
ترکیب «جوهر الهی» یک اصطلاح عمیق فلسفی و عرفانی است که از دو بخش تشکیل شده است؛ «جوهر» که در اصل معرب واژه پارسی میانه «گُوهَر» (به معنی ذات و اصل) است و در فلسفه به امر قائمبهذات اطلاق میشود، و «الهی» که به ساحت قدسی خداوند اشاره دارد. بنابراین، جوهر الهی یعنی همان حقیقتِ بنیادین، مستقل و زوالناپذیری که مبدأ هستی است.
در فلسفه اسلامی، فیلسوفانی چون ابنسینا و ملاصدرا خداوند را منزه از داشتن ماهیت و حد میدانند و معتقدند خدا فراتر از دستهبندی جوهر و عرض است؛ اما در سنت عرفانی، متون صوفیه و همچنین فلسفه غرب (بهویژه در نظام فلسفی اسپینوزا)، این عبارت به فراوانی برای توصیف ذات یگانه، نامتناهی و نور مطلق جهان به کار میرود.
اگرچه این عبارت به طور مستقیم در متن قرآن مجید ذکر نشده است، اما نمادهایی چون «نور مجرد» و مفاهیمی مانند روح خداوندی در باطن انسان، در تفاسیر اشراقی و عرفانی به عنوان مظهر و نماد این جوهر پاک و قدسی در جهان هستی شناخته میشوند.