یعنی چه
واژه «خود مراده» (یا خودمراد) یک صفت مرکب در زبان فارسی است و به فردی اشاره دارد که تنها از اراده، خواست و هوای نفس خود پیروی میکند. چنین شخصی در تصمیمگیریها و رفتارهایش خودرأی و لجباز است، به نظرات و مشورت دیگران اهمیتی نمیدهد و صرفاً به دنبال برآورده کردن مقصود و مراد خویش است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «خوْدْ مُ را دِهْ» (khod-morādeh) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این واژه در جدول «خود مراده» با ۸ حرف است. از کلمات مشابه و هممعنی در جدول میتوان به خودرای، خودکامه و مستبد اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف ویژگیهای شخصیتی معادل «خود مراده» از صفتهایی استفاده میشود که پافشاری افراطی بر خواستِ خود و بیتوجهی به دیگران را میرسانند.
به فارسی
معادلهای فارسی، مترادفها و واژههای هممعنی برای این عبارت شامل خودرأی، خودکامه، مستبد، سرکش، لجباز، خیرهسر، خودپسند و خودمحور هستند. متضادهای آن نیز واژههایی چون مطیع، فرمانبردار، خاضع و مشورتپذیر میباشند.
در قرآن
ترکیب ساختگی و مرکب «خود مراده» به این شکل در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ هرچند ریشه عربی «مراد» (از اراده) در قرآن فراوان است. با این حال، مفهوم این واژه یعنی خودمحوری و پیروی محض از خواستههای نفسانی، در قرآن با تعابیری همچون «اتّباع هوى» (پیروی از هوای نفس) و «من اتّخذ إلهه هواه» (کسی که خدای خود را هوای نفسش قرار داده) به شدت نکوهش شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، واژه «خود مراده» نماد سنتی یا اسطورهای خاصی ندارد، اما به طور استعاری و نمادین جلوهگر خودخواهی، منمحوری، استقلال افراطیِ منفی، پیروی از نفس و غرور، و مخالفت با مشورت و خرد جمعی است. چنانکه امیرخسرو دهلوی در شعر خود میگوید: «او نامراد مسکین، تو شوخ خود مراده».
جمعبندی و توضیح کامل خود مراده
واژه «خود مراده» یک صفت مرکب و فصیح در زبان فارسی است که از ترکیب ضمیر «خود» و واژه عربی «مراد» (به معنی خواسته، هدف و مقصود) همراه با پسوند صفتساز «ه» شکل گرفته است. این واژه در ادبیات کلاسیک و فرهنگهای لغت برای توصیف افرادی به کار میرود که به شکلی افراطی و سرسختانه تنها پیرو اراده و تمایلات شخصی خود هستند و به نظرات، نصایح یا دستورات دیگران هیچ اعتنایی نمیکنند.
از نظر معنایی، این کلمه قرابت بسیار نزدیکی با مفاهیمی چون خودرأی بودن، استبداد فردی و لجبازی دارد. در بافت فرهنگی و اخلاقی، این ویژگی صفت ناپسندی شمرده میشود که نقطه مقابلِ تواضع، مشورتپذیری و همراهی با جمع است. اگرچه این واژه کاربرد روزمره مدرن ندارد، اما به عنوان یک مدخل اصیل لغوی و جدولی، گویای مفهوم خودکامگی اخلاقی در ادبیات پارسی است.