یعنی چه
این واژه بر حسب حرکتگذاری دو معنی اصلی دارد: اگر بهصورت اسم مفعول (المُقَدَّر) خوانده شود، یعنی آنچه اندازهگیری، تعیین یا از پیش مقدر شده است (مانند سرنوشت و قسمت). در اصطلاح ادبیات نیز به معنای محذوف در لفظ است که در نیت میآید. اگر بهصورت اسم فاعل (المُقَدِّر) خوانده شود، یعنی اندازهگیر و تقدیرکننده که از اوصاف خداوند به معنای تعیینکننده سرنوشتها و روزیهاست.
تلفظ
تلفظ این واژه در حالت اسم مفعولی به صورت [اَ لْ مُ قَدْ دَ رْ] و در حالت اسم فاعلی به صورت [اَ لْ مُ قَدْ دِ رْ] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ خودِ واژه «المقدر» با ۶ حرف است و از معادلهای آن میتوان به سرنوشت، مکتوب و محتوم اشاره کرد.
به انگلیسی
برای حالت اسم مفعول از واژههایی نظیر Destined یا Predetermined و برای حالت فاعلی از واژه The Determiner استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای تبیین این مفهوم از کلماتی همچون المکتوب، المحتوم یا القضاء استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل سرنوشت، مکتوب، محتوم، معین، تقدیرشده، سرنوشتنهاده و در حالت فاعلی، اندازهگیر و تعیینکننده است.
نماد چیست
این کلمه در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی نماد نظم، اندازهمندی، سرنوشت تغییرناپذیر و تسلیم در برابر مشیت الهی است؛ همانطور که در ضربالمثل معروف عربی آمده است: «المقدر کائن» یعنی آنچه مقدر شده، شدنی است.
جمعبندی و توضیح کامل المقدر
واژه «المقدر» از ریشه ثلاثی «ق د ر» است که با توجه به خوانشِ اعراب آن، دو جنبه معنایی متمایز اما مرتبط را در بر میگیرد. در حالت اسم مفعول (المُقَدَّر)، به معنای هر آن چیزی است که بر اساس حکمت و مشیت الهی اندازهگیری، تعیین و مقدر شده است که در زبان عامه از آن به سرنوشت، قسمت یا مکتوب یاد میشود. در حالت اسم فاعل (المُقَدِّر)، به ذات باریتعالی اشاره دارد که اندازهگذار، صانع و تعیینکننده روزیها و مقدرات بندگان است.
در متون قرآنی و عرفانی، گرچه خودِ این لفظ با الف و لام به صورت مستقیم و مستقل نیامده است، اما مشتقات و مفهوم کلیدی آن به وفور یافت میشود و همواره یادآور این نکته است که نظام آفرینش بر پایه نظم، هدفمندی و حسابوکتاب دقیق استوار بوده و هیچ پدیدهای در جهان به صورت تصادفی رخ نمیدهد. این واژه در ادبیات فارسی نیز جلوهای از رضا، تسلیم و ایمان به حکمتهای پنهان الهی محسوب میشود.