یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح کنایی در زبان فارسی است. دم در اصل به معنی نفس یا سخن است و دم برنیاوردن یعنی حتی یک نفس یا کلمه را بیرون ندادن که کنایه از خاموشی مطلق، سر فرود آوردن یا تحمل رنج بدون اعتراض است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحة روی دال و میم ساکن (دَم)، فتحة روی با و را ساکن (بَر)، نون مفتوح، یاء مفتوح، واو مفتوح، را ساکن و دال مفتوح (نَیاوَرْدَن) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً ۱۱ حرف دارد و به عنوان معادل سکوت کردن یا لب به سخن نگشودن استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات اصطلاحی متعددی وجود دارد که دقیقاً مفهوم کنایی سکوت محض و حرف نزدن را منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح بِنْتِ شَفَةٍ (دختر لب = کلمه) دقیقترین معادل کنایی برای نشان دادن سکوت مطلق و دم برنیاوردن است.
به فارسی
مترادفهای این عبارت شامل لب به سخن نگشودن و هیچ نگفتن است. در نقطه مقابل، متضادهای آن شامل دم برآوردن، لب به سخن گشودن، فریاد زدن، اعتراض کردن و دادخواهی کردن قرار دارد. از نظر ریشهشناسی، واژه دَم ریشه در زبان فارسی پهلوی دارد و به معنی تنفس و سخن گفتن است که همخانوادههایی مانند همدم، دمادم، بازدم و دم زدن دارد.
در قرآن
خود اصطلاح فارسی «دم برنیاوردن» در متن قرآن وجود ندارد، اما از نظر مفهومی، عبارات کنایی و توصیفاتی برای سکوت مطلق یا عجز از سخن گفتن در پیشگاه الهی آمده است؛ مانند آیه ۶۵ سوره یس: «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ» (امروز بر دهانهایشان مهر مینهیم) یا آیه ۱۰۸ سوره طه: «وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا» (و صداها در پیشگاه خدای رحمان خاشع میشود، پس جز صدایی آهسته چیزی نمیشنوی).
نماد چیست
این اصطلاح در متون ادبی و اجتماعی نمادهای مختلفی دارد؛ گاهی نشاندهنده خاموشی مطلق در برابر ظلم و ترس شدید است و گاهی در ادبیات عرفانی، نماد رعایت ادبِ حضور و حفظ اسرار در محضر معشوق یا پیر و استاد به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دم بر نیاوردن
اصطلاح کنایی «دم برنیاوردن» یکی از ترکیبات اصیل و پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است. ریشه این عبارت به واژه «دَم» در معنای نفس و تنفس بازمیگردد و در ساختار فعلی خود، نشاندهنده حالتی است که شخص حتی اجازه بیرون آمدن یک نفس یا یک کلمه را از گلوی خود نمیدهد. این تصویرسازی ملموس، کنایه از سکوت مطلق، پذیرش تام و عدم ابراز هرگونه اعتراض یا واکنش در موقعیتهای گوناگون است.
در کاربردهای اجتماعی و ادبی، این عبارت بسته به بافت متن میتواند بار معنایی مثبتی مانند صبوری، خویشتنداری، رازداری و رعایت ادب در محضر بزرگان داشته باشد، یا بار معنایی منفی نظیر خفقان، ترس شدید، تسلیم محض در برابر ظلم و مظلومیت مفرط را منتقل کند. این تنوع مفهومی باعث شده که معادلهای دقیقی نیز در زبانهای انگلیسی و عربی برای بیان این حالت کنایی ساخته شود.