یعنی چه
در فرهنگهای کهن و واژهنامههای قدیمی (مانند برهان قاطع)، این واژه را به معنای ترجمه و تفسیر لغات آوردهاند؛ هرچند محققانی چون علامه دهخدا این ترکیب و مترادفاتش را مجعول و ساختگی (برآمده از متون دساتیر) میدانند و شواهد شعری یا نثری معتبری برای آن در زبان فارسی اصیل وجود ندارد. همچنین از نظر ساختاری ممکن است به معنای خوان یا سفرهای که در پای کسی گسترده میشود نیز تعبیر شود.
تلفظ
این واژه از دو جزء «پای» (پایْ) و «خوان» (با واو معدوله که خوانده نمیشود و شبیه خان تلفظ میگردد) تشکیل شده است.
در جدول
اگر در جدولهای کلمات متقاطع با راهنمای «ترجمه در فرهنگهای کهن» یا واژهای ۷ حرفی مواجه شدید، پاسخ آن «پای خوان» است. واژههای همسیراز، وستی و پچواک نیز از مترادفات جدولپندار آن هستند.
به انگلیسی
با توجه به اینکه واژه در لغتنامهها به معنی ترجمه ثبت شده، معادل واقعی آن Translation است. برخی منابع به اشتباه آن را به صورت کلمه به کلمه به Foot reader ترجمه کردهاند که در زبان انگلیسی بیمعنی است.
به فارسی
از آنجا که خود این واژه در متون اصیل فارسی کاربردی ندارد، برای رساندن مفهوم آن باید از واژههای استانداردی نظیر ترجمه، برگردان، واگویه یا گزاردن استفاده کرد.
نماد چیست
عبارت پای خوان واژهای اصیل یا مذهبی و اسطورهای نیست، به همین دلیل مظهر یا نماد هیچ مفهوم فرهنگی، ملی یا نشانهشناختی در زبان فارسی به شمار نمیرود.
جمعبندی و توضیح کامل پای خوان
واژه «پای خوان» از جمله مداخل چالشبرانگیز در تاریخ فرهنگنویسی زبان فارسی است. در فرهنگهای قدیمی نظیر برهان قاطع، این عبارت را به عنوان مترادفی برای «ترجمه» و برگرداندن سخن از زبانی به زبان دیگر معرفی کردهاند. با این حال، بر اساس تحقیقات دقیق علامه دهخدا، این واژه و کلمات همارز آن مانند وستی و پچواک، ساختگی و مجعول (منسوب به جریان دساتیر) به شمار میروند و هیچ کاربرد مستند و مستدلی در شعر و نثر فصحای فارسی ندارند.
از سوی دیگر، اگر این کلمه را یک ترکیب وصفی یا اصطلاح عامیانه و محلی در نظر بگیریم، مستندات قطعی برای آن وجود ندارد و ممکن است ناشی از خطای شنیداری یا نوشتاری از کلماتی نظیر پیشخوان یا پایخوانی باشد. بنابراین، کاربرد اصلی این کلمه امروزه صرفاً محدود به سوالات خاص طراحان جدول و بررسیهای ریشهشناختی متون کهن مشکوک است.