یعنی چه
الوجوه کلمهای عربی و جمعِ «وَجْه» است. این واژه در لغت به معنای صورتها، رخسارها و چهرههاست، اما در کاربردهای وسیعتر به معنای جهتها، سمتها، روشها، بخشها و جنبههای گوناگون یک موضوع یا کلام نیز به کار میرود. همچنین در ساختار اجتماعی به اشراف، بزرگان و سرشناسان یک قوم یا جامعه «وجوه آن قوم» میگویند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «الوجوه» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون چهرهها، صورتها، بزرگان قوم یا جنبهها با تعداد ۶ حرف قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای این واژه وجود دارد؛ در معنای مادی کلمه Faces و در معنای انتزاعی کلمات Aspects یا Facets کاربرد دارند.
به عربی
این واژه خود ریشه اصیل عربی دارد و از ریشه سه حرفی (و-ج-ه) مشتق شده است. مترادفهای عربی آن شامل الصور، الجهات و الأعیان میباشند.
به فارسی
در زبان فارسی، برگردان دقیق این واژه شامل کلماتی چون چهرهها و صورتها در حالت مادی، و واژههایی مانند جنبهها، سوها، رویکردها و بزرگان در حالت معنایی و کنایی است.
در قرآن
واژه الوجوه و مشتقات آن بارها در قرآن کریم ذکر شدهاند. در آیات الهی، این کلمه گاه به معنای حقیقی یعنی صورت انسانها (مانند سیمای شاداب مؤمنان یا تیره کافران در قیامت مثل آیه «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ») و گاه به معنای کنایی یعنی توجه، ذات و حقیقت انسان یا جلوههای الهی آمده است. همچنین در علوم قرآنی، اصطلاح «وجوه و نظائر» به معنای بررسی یک واژه است که در بخشهای مختلف قرآن معانی متفاوتی به خود میگیرد.
نماد چیست
اگرچه خود کلمه به صورت جمع نماد مستقلی نیست، اما مفرد آن یعنی «وجه» در ادبیات عرفانی و متون دینی نماد تجلی خداوند، حقیقت درونی هر چیز و هویت واقعی انسان است. وجوه روشن و نورانی نماد سعادت، ایمان و رستگاری، و وجوه تاریک نماد شقاوت و اندوه به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل الوجوه
واژه «الوجوه» یک کلمه اصیل عربی از ریشه (و-ج-ه) است که به زبان فارسی نیز راه یافته و ساختار جمع دارد. این واژه در مرتبه اول معنایی به کالبد مادی انسان اشاره داشته و به معنای چهرهها و صورتها است، اما دایره معنایی آن بسیار فراتر رفته و در مفاهیم انتزاعی به معنای جنبهها، روشها، جهتها و حتی بزرگان و اشراف یک جامعه به کار میرود.
در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن کریم، الوجوه جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که هم وضعیت روحی و اخروی انسانها را از طریق سیمای درونیشان توصیف میکند و هم در قالب اصطلاح تفسیری «وجوه و نظائر» به چندمعنایی بودن کلمات در سیاقهای مختلف اشاره دارد. در عرفان نیز نمادی از تجلی حق و شأن درونی موجودات است.