یعنی چه
ذونواس نامی لقبگونه برای یکی از پادشاهان معروف و ستمگر حکومت حِمْیَر در یمن باستان (قرن ششم میلادی) است که به دلیل داشتن دو گیسوی بلند و بافتهشده که هنگام حرکت بر دوش او تکان میخوردند، به این نام خوانده میشد. این واژه واژهای معمولی و کلاسیک در تاریخ است و به شخصیتی تاریخی اشاره دارد که به آیین یهودیت درآمد.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت «ذُو نُوَاس» (با ضمه روی نون) تلفظ میشود.
به انگلیسی
در منابع انگلیسی و تاریخنگاریهای بینالمللی برای اشاره به این پادشاه یمنی از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
در کتیبهها و متون کهن عربی و اسلامی، وی را به این نامها ثبت کردهاند.
به فارسی
برگردان تحتاللفظی این ترکیب عربی در زبان فارسی «دارنده زلفهای آویزان» یا «صاحب گیسوان جنبان» است؛ هرچند در فارسی بیشتر به عنوان یک اسم خاص تاریخی کاربرد دارد.
در قرآن
خود کلمه «ذونواس» مستقیماً در متن قرآن نیامده است؛ اما بر اساس اتفاقنظر عموم مفسران و مورخان، آیات سوره بروج دربارهٔ واقعهای است که او رقم زد. او پادشاهی بود که مسیحیان نجران را به دلیل دست برنداشتن از ایمانشان، در خندقهای بزرگ آتش (اخدود) سوزاند.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و تاریخ قرآنی، ذونواس نماد بارز شکنجهگری، تعصب مذهبی افراطی و سرکوب و تفتیش عقاید مؤمنان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ذونواس
«ذونواس» یک ترکیب عربی به معنی «صاحب گیسوان آویزان و جنبان» است که از دو بخش «ذو» (صاحب) و «نواس» (از ریشه نَوَسَ به معنی جنبیدن و نوسان) تشکیل شده است. در تاریخ، این کلمه لقب آخرین پادشاه پادشاهی حِمْیَر در یمن باستان (قرن ششم میلادی) به نام زرعه بود که پس از گرویدن به آیین یهودیت، نام یوسف را برای خود برگزید.
شهرت تاریخی ذونواس به دلیل تعصب مذهبی شدید و ماجرای وحشتناکی است که در شهر نجران ایجاد کرد. او از مسیحیان نجران خواست تا میان دست کشیدن از آیین خود یا مرگ یکی را انتخاب کنند و پس از مقاومت آنان، دستور داد خندقهایی بزرگ پر از آتش (اخدود) حفر کنند و مؤمنان را در آن بسوزانند.
اگرچه نام او صراحتاً در قرآن ذکر نشده، اما طبق روایت مفسران شیعه و سنی، آیات ۴ تا ۸ سوره بروج که به داستان «اصحاب الاخدود» میپردازد، مستقیماً دربارهٔ جنایت سرکوبگرانه اوست. به همین دلیل، او در فرهنگ اسلامی به عنوان نماد شکنجه، تفتیش عقاید و تعصب کورکورانه شناخته میشود.