یعنی چه
واژه نبّاعة در اصل یک کلمه عربی است که دو معنای مشخص دارد: یکی ملاج یا همان بخش نرم و تپنده سر نوزاد (یافوخ) پیش از سفت شدن استخوان، و دیگری به عنوان کنایهای از مقعد، دبر یا نشیمنگاه انسان.
تلفظ
این واژه با فتح نون، تشدید و فتح باء و تلفظ تاء تأنیث در آخر به صورت نَبّاعَة خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع این کلمه معمولاً با راهنمای «ملاج سر کودک» یا «از نامهای مقعد در لغت عرب» پرسیده میشود که پاسخ آن ۵ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه، در مصارف پزشکی و کالبدشناسی برابر با ملاج یا مقعد قرار میگیرد.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و در واژهنامههای عربی بر وزن مبالغه (فَعّالَة) از ریشه نبع ساخته شده است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه کلماتی مانند ملاج (یا همان بخش نرم سر کودک) و سرین یا نشیمنگاه هستند.
در قرآن
عین کلمه «نباعة» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، کلمات همخانواده آن از ریشه «ن ب ع» مانند واژه «یَنْبُوعاً» (به معنی چشمه) در آیه ۹۰ سوره اسراء دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نباعة
واژه «نبّاعة» یک لغت دخیل عربی در زبان فارسی است که در کتابهای لغت قدیمی و سنتی مانند دهخدا و المنجد ثبت شده است. این کلمه بر وزن مبالغه ساخته شده و صراحت علمی یا کنایی دارد. دو کاربرد اصلی آن شامل اشاره به بخش نرم و تپنده بالای سر نوزادان (ملاج) و همچنین به عنوان اصطلاحی کنایی برای مقعد و نشیمنگاه انسان است.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه از ماده «ن ب ع» به معنی جوشیدن و بیرون آمدن مشتق شده است؛ چرا که ملاج سر نوزاد حالت تپش و فوران دارد و مقعد نیز محل خروج است. این واژه در زبان فارسی امروز کاربرد روزمره ندارد و بیشتر در متون کهن لغوی یا به عنوان یک واژه چالشی در جدولهای کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد.
در حوزه فرهنگ و کنایات قدیمی عرب نیز گاهی این لفظ در اصطلاحات عامیانه و تحقیرآمیز به کار میرفته است. در مجموع، نباعة واژهای پنجحرفی، با املای مشخص و معانی دقیق کالبدشناسی قدیمی است که امروزه جای خود را به واژگان سادهتر فارسی داده است.