یعنی چه
واژه اصطباغ در لغت به معنای رنگ کردن، آغشته کردن چیزی به مایع و فرو بردن نان در خورش برای طعم گرفتن است. در اصطلاح ادیان، این کلمه به معنای غوطهور شدن در آب به نیت غسل تعمید و پذیرش آیین مسیحیت به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت اِصْطِباغ تلفظ میشود. ریشه آن از صبغ عربی است که در باب افتعال، حرف «ت» پس از حرف «ص» طبق قواعد صرفی به «ط» تبدیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول در خصوص کلمهای ۶ حرفی با مفهوم رنگزدن یا غسل تعمید، واژه اصطباغ است.
به عربی
در زبان عربی متناسب با سیاق متن، برای مفهوم غسل تعمید از واژه التمید و برای مفاهیم مرتبط با رنگآمیزی از التلوین یا الصبغ استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل رنگزدن، آغشتن، فروبردن در آب و غسل تعمید هستند که در متون کهن و ادبی به کار رفتهاند.
در قرآن
خود واژه اصطباغ در قرآن مکتوب نیست، اما همخانوادههای آن در دو آیه کلیدی آمدهاند؛ از جمله «صِبْغَةَ اللَّهِ» (رنگ و آیین الهی) در آیه ۱۳۸ سوره بقره و «صِبْغٍ لِلْآكِلِينَ» (نانخورش) در آیه ۲۰ سوره مؤمنون.
نماد چیست
اصطباغ در فرهنگ دینی و عرفانی نماد تغییر ماهیت، زدودن آلایشهای نفسانی و پذیرش یکرنگی ایمان است. این واژه نشاندهنده تسلیم شدن در برابر حقیقت و رنگ خدایی گرفتن به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اصطباغ
واژه اصطباغ یک مصدر ثلاثی مزید از ریشه عربی «صبغ» است که به باب افتعال رفته و حرف تاء آن به طاء تبدیل شده است. این واژه در لغت معنای گستردهای از جمله رنگآمیزی، فرو بردن نان در خورش برای طعم گرفتن، و غوطهور شدن در مایعات را در بر میگیرد.
در اصطلاح ادیان و متون کهن، اصطباغ بیشتر اشاره به غسل تعمید در آیین مسیحیت دارد و نمادی از پاکی فطری، یکرنگی و دگرگونی معنوی محسوب میشود. اگرچه خود این واژه در قرآن نیامده، اما مفاهیم همخانواده آن مانند صبغة الله بار معنایی عمیقی در فرهنگ اسلامی ایجاد کردهاند.
امروزه این کلمه در زبان فارسی روزمره کاربرد چندانی ندارد و یک واژه منسوخ یا بسیار کمکاربرد به شمار میرود، اما همچنان در متون ادبی، لغتنامههای کلاسیک و طراحهای جدول جایگاه خود را حفظ کرده است.