یعنی چه
این واژه در اصل صورت ادبی و ترکیبی از حرف اضافه «بـ» (به) و کلمه «غمزه» است که به عنوان قید حالت به کار میرود و به معنای انجام دادن کاری همراه با ناز، کرشمه، عشوه و نگاه دلبریکننده یا چشمکزن است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورتِ [بِ غَمْ زِ] است که از ترکیب حرف جر «بـ» با واژه عربیالاصل «غمزة» پدید آمده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، واژه «بغمزه» دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان پاسخی برای مفاهیمی چون «با ناز و کرشمه» یا «با چشمک ادبی» شناخته میشود.
به انگلیسی
برای انتقال حس این واژه در زبان انگلیسی با توجه به باقت متن میتوان از قیدها و عبارات توصیفی مربوط به نگاه دلبریکننده استفاده کرد.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی (غ م ز) است و در زبان عربی به معنای اشاره کردن با چشم و ابرو یا پلکزدن کاربرد دارد.
به فارسی
در برگردان خالص فارسی، معادلهای پویایی همچون نازکنان، عشوهکنان، دلبریکنان، طنازانه، دلربایانه و کرشمهآمیز برای این واژه استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، غمزه نماد تیر مژگان معشوق، جذابیت نگاه و زبان غیرکلامی عشق است. در شعر عرفانی نیز اصطلاحاً به جذبههای پنهانی حق و اشارات پنهان حقیقت که دل سالک و عاشق را شکار میکند، اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بغمزه
واژه «بغمزه» در حقیقت یک کلمه واحد و مستقل در لغتنامههای اصیل فارسی مانند دهخدا نیست، بلکه ترکیبِ زیبای حرف اضافه «بـ» (به) با واژه «غمزه» است. این ترکیب ادبی در متون به صورت قید حالت به کار میرود و رفتار یا نگاهی را توصیف میکند که همراه با ناز، کرشمه، عشوه و چشمکزدنِ عشوهگرانه باشد.
ریشه این کلمه به واژه عربی «غمز» بازمیگردد که به معنای یکبار اشاره کردن با چشم و ابرو است. جالب اینجاست که در قرآن کریم نیز فعل همخانواده آن (یتغامزون) برای اشاره چشم و ابروی منکران به مؤمنان آمده است، اما در ادبیات فارسی، این مفهوم کاملاً رنگ و بوی عاشقانه، دلبری و مینیاتوری به خود گرفته است.
در اشعار و ادبیات عرفانی ما، غمزه نمادی از تجلی پنهانی حقیقت و تیر مژگان معشوق است که دل عاشق را صید میکند. در بازیهای جدول و سرگرمیهای زبانی نیز این کلمه به عنوان یک ساختار ۵ حرفی دقیق شناخته میشود که مترادف با مفاهیمی مثل طنازانه و دلبریکنان است.