یعنی چه
واژهٔ اقبالمند از ترکیب «اقبال» (به معنی بخت و طالع) و پسوند فارسی «-مند» (به معنی دارا بودن) ساخته شده است. این صفت برای توصیف فردی به کار میرود که در زندگی با بدبیاری مواجه نمیشود و همواره شرایط و اتفاقات مثبت به نفع او رقم میخورند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [اِقْبالْمَنْد] است که از دو هجای بلند و یک هجای کشیده تشکیل شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمهٔ «اقبال مند» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «خوشطالع» یا «نیکبخت» کاربرد دارد و طول آن بدون احتساب فاصله ۸ حرف است.
به انگلیسی
این کلمات در زبان انگلیسی به طور دقیق مفهوم برخورداری از شانس، بخت بلند و موفقیت ناشی از بخت نیک را منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی از واژهٔ محظوظ (برخوردار از حظ و بهرهٔ بخت) برای رساندن مفهوم خوشاقبالی استفاده میشود.
به فارسی
از نظر ساختار زبانی، این کلمه یک صفت آمیخته عربی-فارسی است. واژهٔ «اقبال» ریشه در ثلاثی مجرد [ ق ب ل ] دارد که در عربی به معنای روی آوردن است و در فارسی معنای بخت نیک یافته؛ پسیوند «مند» نیز کاملاً فارسی و برای بیان مالکیت است.
در قرآن
خود واژهٔ اقبالمند یا اسم مستقل «اقبال» (به معنی شانس) در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، افعال همریشه با آن مانند «أَقْبَلَ» (به معنی روی آوردن در آیه ۲۵ سوره طور) و مفاهیم مشابهی چون فلاح، توفیق و سعادت در آیات متعدد یافت میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل اقبال مند
واژهٔ «اقبالمند» نمونهای زیبا از ترکیب واژگان عربی با پسوندهای صفتساز فارسی است. این واژه در ادبیات و تداول روزمره به فردی اشاره دارد که گویی چرخ روزگار همواره بر وفق مراد او میچرخد و طالع و بخت بیداری دارد. در فرهنگ کهن ما، داشتن چنین ویژگی بزرگی معمولاً با نمادهایی چون سایهٔ پرندهٔ اساطیری «هما» یا بالا بودن «ستارهٔ اوج» در نجوم سنجیده میشده است.
از نظر معنایی، این کلمه در مقابل واژهٔ «ادبار» یا «ادبارمند» (تیرهبخت) قرار میگیرد و نشاندهندهٔ رو کردنِ دولت، کامیابی و برکت در زندگی یک شخص است. بررسی لغوی آن در منابع معتبری چون دهخدا و معین نشان میدهد که کاربرد آن همواره بار معنایی مثبت و ستایشآمیزی داشته است.