یعنی چه
این عبارت در فرهنگهای لغت فارسی (مانند لغتنامه دهخدا) به عنوان توصیف و تعریف برای واژههای خاصی نظیر «کماه» یا «سماروغ» به کار رفته است. در واقع اشاره به قارچهای خوراکی یا کوهی دارد که در گذشته پس از برداشت، آنها را خشک میکردند تا در فصول دیگر قابل استفاده باشند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب توصیفی به صورت [قِسمی قارچِ خُشک کَردِه] است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، اگر طراح دقیقاً خود عبارت را بخواهد، پاسخ آن ۱۵ حرف دارد. همچنین واژههای «کماه» و «سماروغ» معادلهای کلاسیک این تعریف هستند.
به انگلیسی
برای اشاره به قارچ خشکشده به صورت عمومی از Dried mushroom و برای اشاره به نوع خاص دنبلان از Truffle استفاده میشود.
به عربی
در متون عربی و احادیث شریف، از واژه «الکمأة» برای این نوع قارچ یاد شده است. عبارت عمومیتر برای قارچ خشک نیز «الفطر المجفف» است.
به فارسی
در زبان فارسی کهن و اصیل، واژههای «کماه» و «سماروغ» دقیقاً با این تعریف شناخته میشوند و واژه «قارچ» نیز ریشهای قدیمی دارد که امروزه کاربرد همگانی یافته است.
نماد چیست
قارچ در نمادشناسی کهن به دلیل رشد سریع پس از باران و رعد و برق، نماد رویش ناگهانی، طول عمر و تولد دوباره است. همچنین به دلیل ساختار چترمانندش در برخی فرهنگها نماد حفاظت محسوب میشود. در احادیث اسلامی نیز نوعی از آن (کماه) مایه برکت و شفای چشم دانسته شده است.
جمعبندی و توضیح کامل قسمی قارچ خشک کرده
عبارت «قسمی قارچ خشک کرده» در اصل یک ترکیب توصیفی در لغتنامههای بزرگ فارسی مانند دهخدا است که برای تعریف واژههای کهنی مثل «کماه» یا «سماروغ» (انواعی از قارچهای خوراکی و کوهی نظیر دنبلان) به کار رفته است. در گذشته به دلیل نبود وسایل سرمایشی، خشک کردن قارچها راهکاری رایج برای حفظ و نگهداری طولانیمدت این نعمتهای طبیعی بوده است.
از نظر زبانشناسی، واژههای سازنده این ترکیب ریشههای متفاوتی دارند؛ «قسم» ریشه عربی داشته و «خشک» از فارسی کهن است. این مفهوم در فرهنگ و سنن قدیمی، به ویژه به دلیل خواص درمانی و ارزش غذایی بالا، جایگاه ویژهای داشته و در احادیث نیز به عنوان بخشی از مواهب آسمانی (منّ) از آن یاد شده است.