یعنی چه
در اصطلاح فلاسفه اشراق و عرفا، هورقلیا به عالمی جسمانی اما نهایت لطیف و غیرقابل مشاهده با حواس ظاهری اطلاق میشود که میان جهان محسوسات (ماده محض) و جهان مجردات (ارواح محض) قرار دارد. این مرتبه را عالم مثال، عالم برزخ یا اقلیم هشتم نیز مینامند که صور معلقه و کالبدهای مثالی در آن واقع شدهاند.
تلفظ
این واژه به صورت هُورْقَلْیا (تلفظ دقیق با ضم هاء و سكون واو و راء، فتح قاف و سكون لام) خوانده میشود.
در جدول
پاسخ متداول در جدول برای این مفهوم، خود واژه «هورقلیا» است که دقیقاً ۷ حرف دارد. همچنین ممکن است به عنوان راهنما از عبارات «عالم مثال» یا «اقلیم هشتم» استفاده شود.
به انگلیسی
در متون تخصصی فلسفه اسلامی و عرفان شرقی، این واژه را به صورت Hurqalya یا Hūrqalyā نویسهگردانی میکنند. برای بیان مفهوم اصطلاحی آن از عبارات معادلی چون Intermediary World (جهان واسط) نیز استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و اصطلاحی این واژه در ادبیات و حکمت ایرانی شامل «عالم مثال»، «عالم صور معلقه»، «ملکوت اسفل» و «ناکجاآباد» (در اصطلاح شیخ اشراق، سهروردی) است.
در قرآن
واژه هورقلیا ریشه قرآنی یا عربی کلاسیک ندارد و در متن قرآن یا احادیث معتبر فقهی ذکر نشده است؛ بلکه یک اصطلاح کاملاً فلسفی و عرفانی است که فلاسفه از آن برای تبیین عقلی پدیدههای مابعدالطبیعی قرآنی مانند کیفیت معراج، عالم برزخ و معاد جسمانی بهره بردهاند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، هورقلیا نماد مرز و پیوندگاه میان جهان مادی و معنایی است. این واژه همچنین نمادی از ادراک شهودی، مرتبه خیال متصل و منفصل، و کالبد جاودان و لطیف انسانی (جسم هورقلیایی) است که فراتر از زمان و مکان مادی قرار دارد.
جمعبندی و توضیح کامل هورقلیا
«هورقلیا» واژهای قرآنی یا عربی کلاسیک نیست، بلکه اصطلاحی تخصصی در حکمت اشراق (مکتب سهروردی)، عرفان اسلامی و بعدها مکتب شیخیه است. از نظر لغوی، فرهنگنویسان ریشه آن را کهن و غیرعربی (احتمالاً عبری یا سریانی از ترکیب هبل-قرنیم به معنای درخشش بخار یا تصحیفی از هٰرَقیعا به معنای فلک و سقف آسمان) میدانند که وارد زبان فلسفی مکتوب شده است.
در تبیین مفهومی، هورقلیا به عالم مثال یا اقلیم هشتم اشاره دارد؛ یعنی مرتبهای واسط میان جهان محسوسات مادی (ناسوت) و جهان ارواح مجرد (جبروت و لاهوت). این جهان اگرچه دارای شکل، رنگ و ابعاد است، اما از غلظت و سنگینی ماده بهدور بوده و کاملاً لطیف است. صور معلقه و کالبد برزخی انسانها در این مرتبه قرار دارد.
حکما و فلاسفه اشراقی از اصطلاح جهان هورقلیایی و جسم هورقلیایی برای توجیه عقلانی و فلسفی پدیدههایی مانند معراج جسمانی پیامبر اکرم (ص)، چگونگی حیات در عالم برزخ، رجعت و در نهایت تبیین کیفیت معاد جسمانی استفاده کردهاند تا نشان دهند که پدیدههای مابعدالطبیعی در فضایی فراتر از قوانین مادیِ اینجهانی رخ میدهند.