یعنی چه
اغلمش یک اسم خاص تاریخی (اعلام) است. او در ابتدا یک مملوک (غلام برکشیده) بود که بعدها به مقام اتابکی، امارت و فرمانروایی نواحی جبال و عراق عجم (مناطق مرکزی ایران مانند همدان) رسید.
تلفظ
این نام تاریخی در متون معتبر به صورتهای اِغْلَمِش یا اُغْلَمِش خوانده و ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه خود کلمه «اغلمش» با ۵ حرف است که به عنوان نام یکی از امیران تاریخ ایران یا شخصیتی در حکایات گلستان سعدی پرسیده میشود.
به انگلیسی
به دلیل اسم خاص بودن، این کلمه معادل معنایی در زبان انگلیسی ندارد و صرفاً به صورت لاتین ترانویسی میشود.
به عربی
این نام در کتابهای تاریخ کهن عربی از جمله «الکامل فی التاریخ» نوشته ابناثیر به همین صورت ضبط شده است.
به ترکی
این واژه ریشه در زبان ترکی دارد و در میان امیران و غلامان ترکتبار دوران خوارزمشاهیان و سلجوقیان رایج بوده است.
به فارسی
از آنجا که اغلمش یک اسم خاص (نام شخص) است، مترادف یا معادل لغوی اصیل در زبان فارسی ندارد؛ اما از نظر جایگاه سیاسی و تاریخی میتوان او را با عناوینی چون امیر، والی یا اتابک توصیف کرد.
نماد چیست
این کلمه حامل نمادگرایی، معنای استعاری یا مفهوم مذهبی و قرآنی نیست و تنها به عنوان یک نمایه و ارجاع سرگذشتی به امیران قرون میانه اسلام شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اغلمش
واژه «اغلمش» یک واژه عمومی در زبان فارسی نیست، بلکه یک اسم خاص تاریخی (اعلام) متعلق به یکی از امیران و حاکمان ترکتبار در دوران خوارزمشاهیان و سلجوقیان است. این شخص که ابتدا یک مملوک بود، بعدها به فرمانروایی ولایت جبال و عراق عجم (نواحی مرکزی ایران) دست یافت. نام او در منابع معتبر تاریخ اسلام مانند کتاب «جهانگشای جوینی» و «کامل ابناثیر» ثبت شده است.
سرشناسترین کاربرد ادبی این نام که سبب ماندگاری آن در ذهن پارسیزبانان شده، در باب اول کتاب گلستان سعدی (در سیرت پادشاهان) است؛ آنجا که شیخ اجل میفرماید: «سرهنگزادهای را بر در سرای اغلمش دیدم که عقل و کیاستی داشت...». بنابراین، این کلمه فاقد مترادف، متضاد یا همخانواده لغوی در زبان فارسی است و ارزش آن صرفاً پژوهشی، تاریخی و ادبی است.