یعنی چه
این واژه یک فعل مرکب کهن و ادبی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند «باز»، قید «پس» و فعل «گردیدن» ساخته شده است. این اصطلاح به معنای چرخیدن یا حرکت کردن به سمت عقب، مراجعت، عودت و بازگشت به جایگاه یا وضعیت قبلی است و بیشتر در متون کلاسیک و رسمی کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ این فعل مرکب به صورت [بْازْ پَسْ گَرْ دی دَنْ] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «برگشتن به عقب» یا «عقبنشینی کهن» استفاده میشود و دقیقاً ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، میتوان از افعالی که دلالت بر بازگشت یا عقبگرد دارند استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای امروزیتر و روانتر این واژه در زبان فارسی شامل برگشتن و بازگشتن است. همچنین کلماتی مثل واپس رفتن، عودت کردن و تقهقر نیز مفاهیم مشابهی را رسانند.
جمعبندی و توضیح کامل بازپس گردیدن
واژه «بازپس گردیدن» از نظر ساختاری یک فعل مرکب در زبان فارسی دری است. جزء اول آن «باز» به معنای دوباره یا عقب، جزء دوم «پس» به معنی پشت، و جزء سوم «گردیدن» از ریشه کهن ایرانی wert- به معنای چرخیدن و شدن است. ترکیب این اجزا در کنار هم مفهوم فیزیکی یا استعاریِ چرخیدن به سمت عقب و بازگشت به مبدا را خلق میکند.
اگرچه خود این عبارت با این ساختار دقیق در متن قرآن مجید به کار نرفته است، اما در ترجمههای کهن و معتبر قرآن (مانند ترجمه تفسیر طبری و قرآن قدس)، مترجمان از فعل «بازپس گردیدن» برای معادلسازی واژگان کلیدی عربی نظیر «تَقَهْقُر» (به معنی عقبگرد) یا تعابیری چون «یَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَیْهِ» (بر پاشنههای خود بازگشتن یا مرتد شدن) استفاده کردهاند تا معنای دقیق متن وحی را به فارسیزبانان منتقل کنند.
در ادبیات فارسی و بستر نمادین متون کهن، این فعل گاهی فراتر از یک حرکت فیزیکی ساده رفته و به عنوان نمادی از رجوع انسان به اصل خویش، بازگشت سرنوشت، یا حتی پشیمانی و رویگردانی از یک مسیر یا عقیده به تصویر کشیده شده است. امروزه این واژه کاربرد روزمره خود را از دست داده و جای خود را به «برگشتن» داده است اما همچنان اصالت ادبی خود را حفظ کرده است.