یعنی چه
واژه «بدیهیست» شکل سرهم و گفتاری ترکیب «بدیهی است» است. این کلمه برای توصیف گزارهها، حقایق یا اموری به کار میرود که عقل بدون نیاز به تفکر عمیق، برهان یا شواهد پیچیده، بلافاصله آنها را میپذیرد و حقیقتشان کاملاً آشکار و غیرقابلانکار است.
تلفظ
این واژه به صورت [badihist] تلفظ میشود. واجهای آن شامل ب (مفتوح)، د (مکسور)، ی (ساکن)، ه (مکسور)، ی (ساکن)، س (ساکن) و ت (ساکن) است که در واقع ادغام صفت «بدیهی» و فعل «است» در زبان گفتاری و برخی متون کهن میباشد.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژه «بدیهیست» دقیقاً دارای ۷ حرف (ب-د-ی-ه-ی-س-ت) است و به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «واضح و آشکار است» یا «نیاز به برهان ندارد» استفاده میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه برای بیان امور واضح، عیان و اصولی که به خودی خود ثابت شدهاند و نیاز به تشریح یا اثبات بیشتر ندارند، در متون عمومی و علمی کاربرد دارند.
به عربی
ریشه اصلی این واژه از زبان عربی و کلمه «بدیهه» یا «بداهه» (به معنی ناگهان روبرو شدن یا درک فوری بدون تامل) گرفته شده است و در متنهای منطقی، فقهی و فلسفی جهان اسلام کاربرد فراوانی دارد.
به فارسی
در زبان فارسی سره یا عبارات جایگزین فصیح، میتوان از ترکیبهایی چون «روشن است»، «آشکار است»، «هویدا است» یا «پدیدار است» به جای «بدیهیست» استفاده کرد. شایان ذکر است که در نگارش مدرن و رسمی فارسی، تفکیک آن به صورت جدا یعنی «بدیهی است» ارجحیت املایی دارد.
نماد چیست
واژه «بدیهیست» بیانگر یک مفهوم ذهنی، منطقی، فلسفی و معرفتشناختی است. به همین دلیل، هیچ نماد مادی، ملموس، جانوری یا تصویر گرافیکی مشخص و ثبتشدهای در فرهنگها یا نشانهشناسی سنتی برای آن وجود ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بدیهیست
واژه «بدیهیست» در واقع صورت ادغامشده، سرهم و گفتاری ترکیب «بدیهی است» است. در نگارش و ویرایش مدرن زبان فارسی، توصیه میشود که این دو بخش به صورت مجزا از یکدیگر نوشته شوند. این کلمه که صفت نسبی آن ریشه در زبان عربی دارد، به مفاهیم، گزارهها و حقایقی اشاره میکند که به محض مواجهه عقل با آنها، صحت و واقعیتشان بدون نیاز به چیدن مقدمات، استدلالهای پیچیده یا اثباتهای تجربی و تجریدی پذیرفته میشود.
در اصطلاح منطق و فلسفه، امور بدیهی (مانند بدیهیات اولیه) در مقابل امور نظری قرار میگیرند. امور نظری برای اثبات خود نیازمند فکر، استدلال و برهان هستند، در حالی که بدیهیات، پایه و خشت اول تمامی تفکرات، استدلالها و علوم انسانی را تشکیل میدهند و بدون آنها هیچ دانشی قابل اثبات نیست.