یعنی چه
«بیبهره بودن» در زبان فارسی به معنای فاقد بهره، نصیب، سود یا برخورداری بودن از چیزی است. این عبارت زمانی به کار میرود که فرد یا پدیدهای از یک امکان، ویژگی، استعداد یا نعمت مادی و معنوی محروم باشد و دستخالی یا عاری از آن صفت به شمار آید.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت فعلی به صورت [بی بَهْ رَهْ بوـ دَن] است که از پیشوند نفی «بی»، واژه «بهره» (دارای سکون بر روی حرف ه) و مصدر «بودن» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول با توجه به تعداد حروف، خودِ عبارت «بی بهره بودن» با ۱۰ حرف است. همچنین واژههایی مانند «محروم بودن» نیز به عنوان هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عبارات فعلی متعددی با توجه به بافت متن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم بیبهره بودن غالباً با مشتقات واژه حجم و حرم مانند محرومیت یا تعابیری همچون خالی بودن از یک ویژگی بیان میشود.
نماد چیست
در نشانهشناسی و ادبیات فارسی، بیبهره بودن به عنوان نماد و استعارهای از فقر معنوی یا مادی، فقدان، و محرومیت از علم، عشق، رحمت یا نعمات الهی به کار میرود؛ هرچند نماد مادی یا تصویر ثبتشدهٔ خاصی در فرهنگها برای آن وجود ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بی بهره بودن
عبارت فعلی «بیبهره بودن» از ترکیب پیشوند نفی «بی» و واژه ریشهدار «بهره» (که در پارسی میانه به صورت بَهرَک به معنی سهم و حصه بوده) ساخته شده است. این اصطلاح کاملاً اصیل و فارسی نشاندهنده دستخالی بودن و نداشتن سهم از یک جریان، منفعت یا موهبت است.
اگرچه خود این ترکیبِ فعلی به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مترادف و عمیق آن مانند «محروم» یا واژه «خَلاق» (به معنی سهم و نصیب آخرتی) به وفور در آیات دیده میشوند که بر اهمیت مفهوم بینصیب ماندن از رحمت تاکید دارند.
در مجموع، این واژه در لغتنامهها همردیف با اصطلاحاتی چون عاری بودن، بینصیب بودن و حرمان قرار میگیرد و متضاد عینی آن، بهرهمند بودن و برخوردار بودن است که نشان از تمکّن و داشتن سهم و حظ از یک پدیده دارد.