یعنی چه
اغوا شدن به معنی بیراه گردیدن، دچار ضلالت شدن و فریب خوردن است؛ بهویژه زمانی که این انحراف در اثر تحریک، وسوسه یا مکر فرد دیگری (مانند شیطان یا انسان فریبکار) صورت گرفته باشد و شخص هدف اصلی خود را فراموش کند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از واژه عربی «اِغواء» (مصدر باب افعال) و مصدر فارسی «شدن» ساخته شده است و به صورت [eghvā shodan] خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «اغوا شدن» دقیقاً ۷ حرف دارد و به عنوان پاسخ واژههایی چون فریب خوردن، گمراهی یا وسوسه شدن به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از مصدر اِغوا یا استهوا استفاده میشود. همچنین در برخی کاربردهای حقوقی یا منطقهای، این واژه به معنای ربوده شدن و اختطاف نیز به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این عبارت شامل فریفته شدن، بیراه گردیدن، از راه به در رفتن، وسوسه شدن و دچار گمراهی یا ضلالت شدن است.
جمعبندی و توضیح کامل اغوا شدن
عبارت «اغوا شدن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که ریشه در ماده ثلاثی مجرد «غ و ی» (غَویَ) در زبان عربی دارد. این مفهوم در اصل به معنای جهل ناشی از اعتقاد باطل و تمایل به انحراف است. در کاربرد اصطلاحی، زمانی که شخصی با ظاهر فریبنده یک گناه یا تصمیم اشتباه، حقیقت را گم کند و دست به گزینش نادرست بزند، میگویند او اغوا شده است.
در فرهنگ قرآنی و متون دینی، واژه اغوا و مشتقات آن (مانند الغاوین) بارها مطرح شده است. طبق نظر مفسران بزرگ مانند علامه طباطبایی، اغوا تفاوتی ظریف با اضلال ساده دارد؛ در اضلال ممکن است فرد راه را گم کند اما هدف را بداند، ولی در اغوا شدن، فرد چنان سرگرم باطل و جهل میشود که هدف اصلی و غایی خود را به کل فراموش میکند. آیه معروف «لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ» اشاره به همین سوگند ابلیس برای منحرف کردن انسانها دارد.
در ادبیات و نمادشناسی، اغوا شدن مظهر هبوط انسان و تسلیم شدن در برابر تمایلات نفسانی و وسوسههای شیطانی است. چیزهایی مانند سیب یا گندم در داستان آدم و حوا، نمادهای مادی این مفهوم هستند. امروزه در زبان فارسی این واژه هم در متون ادبی و هم در گفتارهای اجتماعی برای اشاره به فریب خوردن از ظواهر زیبا اما باطن غلط به کار میرود.