یعنی چه
این واژه در لغت به معنای لبهای بزرگ و کلفت است، اما در کاربرد کنایی و رفتاری به حالت جلو آوردن یا کج کردن لبها (لبورچیدن) هنگام ناراحتی، غضب یا لجبازی اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه در متون لغوی غالباً به صورت بُراطِم (با ضمه ب) یا بَراطِم (با فتحه ب) خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «براطم» با ۵ حرف است که به عنوان معنای لبهای ستبر یا حالت ترشرویی کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن، اگر منظور شکل فیزیکی لب باشد از Thick lips و اگر حالت رفتاری و اخم مد نظر باشد از Pout استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً ریشه عربی دارد و از فعل چهارحرفی (ب-ر-ط-م) یا سه حرفی (ر-ط-م) مشتق شده است.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل معادلهای دقیقی چون «لبان ستبر» برای ظاهر آن، و واژههایی مثل «لبورچیده»، «ترشرو» و «عبوس» برای توصیف حالت رفتاری آن وجود دارد.
در قرآن
این واژه جزو واژگان ادبی، کنایی و معاجم کلاسیک عربی-فارسی است و در متن قرآن کریم به کار نرفته است.
نماد چیست
در فرهنگ رفتاری و زبان کنایی، این حالت چهره (بیرون دادن لبها) نماد بارز اعتراض بیصدا، قهر یا گارد گرفتن در برابر مخاطب است.
جمعبندی و توضیح کامل براطم
واژه «براطم» یک کلمه وامگرفته از زبان عربی است که به معاجم و گویشهای محلی فارسی راه یافته است. این کلمه در اصل به معنای لبهای بزرگ، ضخیم و ستبر است (جمع بُرطُم)؛ اما در کاربرد معنایی و رفتاری، بیشتر به حالت دگرگون شدن چهره هنگام خشم و ناراحتی اشاره دارد. زمانی که فرد از روی قهر یا عصبانیت لبهای خود را جمع کرده و جلو میآورد، اصطلاحاً به این حالت برطمه یا براطم میگویند.
در ساختار واژهشناسی، همخانوادههایی چون تبرطم و مبرطم نیز از آن مشتق میشوند که همگی به نوعی به ترشرویی، عبوس بودن و درهمکشیدن عضلات صورت و لبها اشاره دارند. این واژه در ادبیات رسمی فارسی کمتر دیده میشود و بیشتر کاربرد فرهنگنامهای یا جدولی دارد.
بنابراین اگر در جدولهای کلمات متقاطع با تعابیری همچون لبهای ستبر یا حالت اخم و ناراحتی روبهرو شدید، واژه پنج حرفی «براطم» پاسخ دقیق و نهایی آن خواهد بود.