یعنی چه
واژهٔ فترت در اصل به معنای کاهش نیرو، آرام شدن پس از شدت و سست شدن حرکت یا اراده است. در کاربردهای اجتماعی، تاریخی و سیاسی به دورهای انتقالی و همراه با رکود گفته میشود که در آن ساختار قبلی از هم پاشیده و ساختار جدید هنوز مستقر نشده است.
مترادف
این کلمات بیشترین همپوشانی معنایی را با فترت در متون ادبی، تاریخی و سیاسی دارند.
تلفظ
این واژه با فتح حرف اول (ف)، سکون حرف دوم (ت) و فتح حرف سوم (ر) خوانده میشود.
در جدول
کلمهٔ فترت دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً در جدولها به عنوان پاسخ طراح برای سؤالاتی با مضمون «سستی»، «رکود» یا «فاصله میان دو دورهٔ حکومتی» استفاده میشود.
به انگلیسی
انتخاب معادل انگلیسی بستگی به سیاق متن دارد؛ در متون سیاسی و تاریخی واژهٔ Interregnum دقیقترین معادل برای دوران فترت میان دو پادشاهی است.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی (ف ت ر) دارد. در زبان عربی معاصر، «فترة» بیشتر به معنی مطلقِ یک دوره زمانی یا مدت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی که میتوانند جایگزین فترت شوند شامل واژههایی چون «سستی» (در معنای ضعف حالت) و «دورهٔ میانی» یا «گسست زمانی» (در معنای تاریخی و ساختاری) هستند.
در قرآن
این واژه به صورت دقیق یکبار در آیه ۱۹ سوره مائده به کار رفته است: «یا أهلَ الکتابِ قد جاءکم رسولُنا یبیّن لکم على فترةٍ من الرسل...». در اصطلاح قرآنی و تفسیری، «دوران فترت» به فاصلهٔ زمانی میان بعثت دو پیامبر بزرگ (بهویژه دوران گسست وحی میان حضرت عیسی و پیامبر اسلام) گفته میشود.
نماد چیست
فترت در ادبیات و اندیشه مکتوب، المان تصویری خاصی ندارد بلکه نماد مفهومیِ «دوران گذار» (transition period)، توقفهای ناخواسته در مسیر پیشرفت، و یا سکوت و خمودگی موقت در جریانهای فرهنگی و مذهبی است.
جمعبندی و توضیح کامل فترت
واژهٔ «فترت» از ریشهٔ عربی «ف ت ر» به معنای سست شدن و آرام گرفتن پس از شدت وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در دو قلمرو عمده معنایی کاربرد دارد؛ نخست در معنای روانشناختی و فیزیکی به حالت سستی، ضعف، بیحالی و کاهش نیرو گفته میشود که به آن «فتور» نیز میگویند. دوم در معنای زمانشناختی، تاریخی و سیاسی که به معنای وقفه، گسستگی و فاصلهٔ میان دو رویداد، دو تمدن یا دو دورهٔ حکومتی است؛ به طوری که اقتدار قبلی از بین رفته و اقتدار بعدی هنوز جایگزین نشده باشد.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، دوران فترت به طور خاص به فاصلهٔ زمانی طولانی میان زمان رحلت حضرت عیسی (ع) تا بعثت پیامبر اسلام (ص) اطلاق میشود که در آن وحی مستقیم و پیامبر تشریعی جدیدی ظهور نکرد. به دلیل شباهت املایی و آوایی، این واژه گاهی به اشتباه با «فطرت» (به معنی سرشت و ذات آفرینش) یکسان پنداشته میشود، در حالی که از نظر ریشه و معنا کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند.