یعنی چه
آبلهرویی به ویژگی یا حالت فردی گفته میشود که پس از ابتلا به بیماری ویروسی آبله (Smallpox) و بهبود از آن، آثار تاولها بهصورت فرورفتگیها و جوشگاههای عمیق و ماندگار بر روی پوست چهرهاش باقی مانده باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه بهصورت [آبْلِهْ رو یی] است که از ترکیب واژهٔ «آبله» (با کسرهٔ خفیف پایانی) و «روی» به همراه پسوند مصدری «ی» ساخته شده است.
در جدول
در جداول شرح در متن و کلمات متقاطع، واژهٔ ۸ حرفی «آبله رویی» یا معادلهای کهنتر آن مانند «مجدور» به عنوان پاسخ جایگاه دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این حالت ظاهری پوست از اصطلاحات تخصصی مربوط به آثار آبله استفاده میشود.
به فارسی
از واژههای هممعنی و برگردانهای روان فارسی آن میتوان به آبلهدار، چلهرویی، پیسهرویی، و در اصطلاح عامیانه به صورتِ چالهدار یا جایجوشدار اشاره کرد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه، آبلهرویی نمادی از زوال و آسیبدیدگی زیبایی ظاهری انسان است. همچنین به دلیل مرگومیر بالای این بیماری در گذشته، باقی ماندن این نشان بر صورت، نمادی از جانبهدربردن از یک بیماری مهلک و تحمل سختیهای روزگار به شمار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل آبله رویی
واژهٔ «آبلهرویی» یک ترکیب وصفی و مصدری اصیل در زبان فارسی است که ریشه بخش اول آن یعنی «آبله» به زبان فارسی میانه (ābilag به معنی تاول) بازمیگردد. این اصطلاح برای توصیف چهره افرادی به کار میرود که پس از ابتلا به بیماری ویروسی و خطرناک آبله، به دلیل تخریب بافتهای پوستی، دچار ناهمواریها و چالههای ماندگار در صورت میشدند.
در گذشته که واکسیناسیون عمومی وجود نداشت، این پدیده بسیار شایع بود و به همین دلیل در ادبیات کهن و متون تاریخی مکرراً به این ویژگی ظاهری اشاره شده است. امروزه با ریشهکن شدن بیماری آبله در جهان، این واژه بیشتر کاربرد تاریخی و ادبی دارد یا گاهی بهصورت مجازی برای توصیف پوستهای بسیار ناصاف و پر از جوشگاه استفاده میشود.
از نظر ساختار کلمهای، این واژه در بازیهای فکری و جداول متقاطع کاربرد زیادی دارد و یک کلمهٔ دقیقاً ۸ حرفی به شمار میرود که معادلهای عربی آن نظیر مجدور و ترکی آن مانند چوپور نیز در متون قدیمی فارسی نفوذ کردهاند.