یعنی چه
واژه بربسته در زبان فارسی چند معنای متمایز دارد؛ در وهله اول به چیزهای بیجان و جامد مثل سنگ و کلوخ گفته میشود که رشد و نمو ندارند. همچنین به سخن یا حدیث دروغین و جعلی (مجعول) و در ادبیات به کلام آهنگین و منظوم در مقابل نثر اطلاق میگردد. گاهی نیز به معنای منجمد، فسرده یا راه مسدود کاربرد دارد.
تلفظ
این واژه به صورت بَربَسته تلفظ میشود که از پیشوند تأکیدی «بَر» و صفت مفعولی «بسته» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه بربسته به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «جامد و بیجان»، «حدیث جعلی و ساختگی» یا «شعر و کلام باقاعده» به کار میرود و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای این واژه وجود دارد؛ از واژههای علمی برای مواد بیجان گرفته تا اصطلاحات مربوط به جعل سند یا ادبیات منظوم.
به فارسی
معادلها و کلمات جایگزین این واژه در فارسی روان امروز شامل اصطلاحاتی چون بیجان، جعلی، شعر (منظوم)، یخزده و بسته شده است که جایگزین این لغت کهن و مهجور میشوند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بربسته در تقابل با «بررسته» (گیاه و موجود نامی و زنده) به کار میرود و نمادی از مادیات فاقد روح، جمود و بیتحرکی است. در معنای دوم نیز نماد روایات ساختگی و باورهای بیاساس و دروغین به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بربسته
واژه «بربسته» از جمله لغات کهن، سره و اصیل زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند جهتی یا تأکیدی «بر» با صفت مفعولی «بسته» (از مصدر بستن) پدید آمده است. این واژه در ادبیات کلاسیک و متون لغتنامهای قدیمی کاربرد فراوانی داشته، اما در زبان فارسی معاصر و گفتگوهای روزمره عملاً مهجور و کمکاربرد شده است.
اصلیترین ویژگی معنایی این واژه، چندوجهی بودن آن است؛ به طوری که در بافتهای فلسفی و طبیعی به معنای جماد و شیء بیجان در برابر موجودات روینده (بررسته) است، در بافت حدیثی و تاریخی به معنای کلام جعلی و دروغین به کار میرود، و در حوزه ادبیات به عنوان صفت برای شعر و سخن مقفی استفاده میشود. شناخت این واژه به درک بهتر اشعار و متون کهن کمک شایانی میکند.