یعنی چه
مکتب باربیزون نام گروهی از نقاشان فرانسوی در اواسط قرن نوزدهم (حدود ۱۸۳۰ تا ۱۸۷۰ میلادی) است که در روستای باربیزون نزدیک جنگل فونتنبلو فرانسه گرد هم آمدند. هنرمندان این مکتب، سنتهای آکادمیک و کلاسیک را که از طبیعت صرفاً به عنوان پسزمینه داستانهای اساطیری استفاده میکردند رد کردند و به نقاشی مستقیم از خودِ طبیعت و زندگی واقعی روستایی روی آوردند. این واژه یک اصطلاح کلاسیک و تخصصی در تاریخ هنر است.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی از بخش فارسی «مکتب» (Mak-tab) و بخش فرانسوی «باربیزون» (Bār-bi-zon) است که به صورت یکپارچه خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این عبارت به عنوان یک مکتب نقاشی فرانسوی قرن نوزدهم یا جنبش واقعگرایی منظره، دقیقاً ۱۲ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی این جنبش هنری را Barbizon School و در زبان فرانسوی که ریشه اصلی آن است École de Barbizon مینامند.
به فارسی
از آنجا که باربیزون یک نام خاص جغرافیایی در فرانسه است، این عبارت در زبان فارسی به همان صورت «مکتب باربیزون» یا با عناوینی چون «جنبش طبیعتگرایی در نقاشی منظره» شناخته میشود.
نماد چیست
مکتب باربیزون در تاریخ هنر نماد مشاهده مستقیم طبیعت، ستایش زندگی ساده و بکر روستایی، رهایی از قید و بندهای کارگاهی و آتلیهای آکادمی، و پیشدرآمدی بزرگ برای ظهور مکتب امپرسیونیسم به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مکتب باربیزون
مکتب باربیزون یکی از تاثیرگذارترین جنبشهای هنری قرن نوزدهم در فرانسه است که بین سالهای ۱۸۳۰ تا ۱۸۷۰ میلادی جریان داشت. هنرمندان این مکتب با ترک آتلیههای تاریک شهری و مهاجرت به دهکده کوچک باربیزون در حاشیه جنگل فونتنبلو، پایهگذار سبک جدیدی از نقاشی در هوای آزاد شدند. آنها برخلاف سنتهای آکادمیک زمانه که طبیعت را تنها بستری برای روایتهای تاریخی و اساطیری میدانستند، خودِ طبیعت، درختان، مزارع و زندگی روزمره دهقانان را به عنوان موضوع اصلی اثر هنری برگزیدند.
این جنبش با تاکید بر ناتورالیسم (طبیعتگرایی) و رئالیسم (واقعگرایی)، نقشی کلیدی در تغییر ذائقه هنری اروپا ایفا کرد. هنرمندان برجستهای همچون تئودور روسو و ژانفرانسوا میله با تمرکز بر نور طبیعی و جزئیات واقعی مناظر، راه را برای پیدایش نسل بعدی هنرمندان پیشرو هموار کردند؛ به طوری که میتوان مکتب باربیزون را پل ارتباطی هنر کلاسیک آکادمیک و جنبش بزرگ امپرسیونیسم دانست.