یعنی چه
در اصطلاح منطق، قیاس علامت (یا قیاس ضمیر علامتی) نوعی استدلال است که در آن حد وسط یا رابطه میان گزارهها، صرفاً یک نشانه، علامت یا ویژگی ظاهری برای اثبات حکم است و رابطه علت و معلولی قطعی و یقینی میان آنها برقرار نیست. به عنوان مثال، استدلالِ «چون این شخص رنگپریده است، پس بیمار است» یک قیاس علامت است؛ چرا که رنگپریدگی لزوماً علت قطعی بیماری نیست و فقط یک نشانه احتمالی به شمار میرود.
تلفظ
این ترکیب اصطلاحی به صورت واژهبست و با کسر اضافه در میان دو کلمه قرائت میشود: قِیاس (با کسره قاف) و عَلـامَت (با فتح عین و لام).
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، اصطلاح «قیاس علامت» دقیقاً دارای ۹ حرف است. از واژههای مترادف آن مانند «قیاس نشانهای» یا «اماره» نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در فلسفه و منطق غربی، برای اشاره به این نوع استدلال از عبارات بالا استفاده میشود که دلالت بر نتیجهگیری بر اساس شواهد ظاهری دارد.
به فارسی
برابرهای فارسی و روان این اصطلاح منطقی شامل «استدلال نشانهای»، «قیاس ظاهری» و «دلالت امارهای» است که به معنای پی بردن از اثر غیرقطعی به مؤثر است.
در قرآن
عبارت ترکیبی «قیاس علامت» به عنوان یک واژه یا اصطلاح ساختاریافته در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، مفهوم کلی پی بردن از نشانهها به حقایق عالم (تحت عنوان آیات الهی) در قرآن فراوانی بالایی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل قیاس علامت
اصطلاح «قیاس علامت» در منطق اسلامی به نوعی از استدلال اشاره دارد که در آن از یک نشانه یا ویژگی ظاهری برای اثبات یک ادعا استفاده میشود. این قیاس در واقع زیرمجموعهای از «قیاس ضمیر» است؛ یعنی استدلالی که یکی از مقدمات آن به دلیل وضوح یا برای پنهان کردن ضعف استدلال، در کلام حذف شده است. ویژگی اصلی قیاس علامت این است که رابطه میان نشانه و حکم، یک رابطه علت و معلولی یقینی و حتمی نیست، بلکه صرفاً بر پایه ظواهر و احتمالات استوار است.
به عنوان یک مثال کلاسیک، عباراتی مانند «زرد بودن رنگ چهره» به عنوان علامت بارداری یا بیماری ذکر میشود که اگرچه میتواند درست باشد، اما چون علل دیگری نیز برای آن وجود دارد، نتیجه حاصل از این قیاس صددرصد یقینی نخواهد بود. به همین دلیل، در تقسیمبندیهای منطقی، قیاس علامت در برابر «قیاس برهانی» قرار میگیرد که بر پایه یقین و علیت قطعی بنا شده است.
باید توجه داشت که این ترکیب در متون عمیق سنتی گاهی به عنوان اصطلاحی آموزشی برای سادهسازی مفاهیم دلالتهای ظاهری و امارات به کار میرود و در ساختار جدولهای کلمات متقاطع فارسی به عنوان یک عبارت ۹ حرفی شناخته میشود.