معنی
این کلمه دو وجه معنایی دارد؛ در وجه اول، فعل ماضی عربی از ریشه «لبس» به معنای لباس بر تن کردن شماست. در وجه دوم، ترکیب عامیانه یا چسبیدهٔ عبارت فارسی «لب بستم» است که معنای دم فرو بستن و صحبت نکردن میدهد.
یعنی چه
در زبان عربی دلالت بر صیغه جمع مذکر مخاطب در زمان گذشته دارد که کاری (پوشیدن) را انجام دادهاند. در ادبیات فارسی، لب بستن کنایه از سکوت، حفظ راز، صبوری یا تسلیم در برابر شرایط است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه پنجحرفی «لبستم» بسته به راهنمای سؤال میتواند در معنای فعل عربی «پوشیدید» یا فعل فارسی «سکوت کردم» به کار رود.
به انگلیسی
ترجمه این واژه کاملاً وابسته به بستر متن است؛ برای حالت فعلی عربی از معادلهای پوشیدن و برای حالت فارسی از اصطلاحات مربوط به سکوت استفاده میشود.
به عربی
خود کلمه ساختار اصیل فعل ماضی دوم شخص جمع در زبان عربی را دارد. اگر منظور عبارت فارسی لب بستن باشد، فعل سکت بهترین معادل است.
به فارسی
برگردان دقیق جزء به جزء بخش عربی آن به فارسی «شما پوشیدید» میشود و صورت بازنویسیشدهٔ بخش فارسی آن «لب بستم» یا «خاموشی گزیدم» است.
جمعبندی و توضیح کامل لبستم
واژه «لبستم» یک نمونه جالب از اشتراک لفظی میان دو زبان فارسی و عربی است. از یک سو، این کلمه در زبان عربی یک فعل ماضی صیغه جمع مذکر مخاطب از ریشه «ل ب س» است که به معنای «شما پوشیدید» یا «به تن کردید» به کار میرود و در متون دینی و احادیث ساختارهای همخانواده آن فراوان دیده میشود.
از سوی دیگر، در زبان فارسی این واژه شکل همجوش و سرهمنویسی شدهٔ ترکیب «لب بستم» (اول شخص مفرد از مصدر لببستن) است. در ادبیات فارسی، لب بستن کنایهای زیبارو و رایج از رازداری، صبوری، خاموشی گزیدن و خودداری از گفتار است که در اشعار متعددی به عنوان نماد تسلیم یا رضا استفاده شده است.
بنابراین هنگام مواجهه با این لفظ در جدولها یا متون، باید به بستر متن توجه کرد. اگر متن صبغه مذهبی و عربی داشته باشد، مفهوم پوشش مد نظر است و اگر متن ادبی و فارسی باشد، مفهوم سکوت و دم فرو بستن برداشت میشود.