یعنی چه
این کلمه در فرهنگهای لغت معتبر مانند لغتنامه دهخدا (به نقل از منتهیالارب) به عنوان نام یک موضع و مکان جغرافیایی قدیمی ثبت شده است. همچنین از نظر صرفی در زبان عربی، میتواند شکل تثنیه (دوگان) واژه «بَصْم» یا «بُصْم» باشد. بُصْم در لغت به معنای مقدار فاصله میان انگشت کوچک (خنصر) تا انگشت کنار آن (بنصر) است؛ بنابراین بصمان به معنی دو برابر این مسافت یا دو فاصله اینچنینی خواهد بود.
تلفظ
با توجه به ریشههای جغرافیایی و لغوی، این واژه به صورت فتح اول (بَصْمان) برای نام مکان و یا ضم اول (بُصْمان) به عنوان تثنیه واژه بُصْم تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان یک لغت مهجور جغرافیایی یا اصطلاح فقهی/لغوی عربی به کار میرود که اشاره به فاصله انگشتان یا مکانی در عربستان قدیم دارد.
به انگلیسی
چون این کلمه یک نام خاص جغرافیایی یا اصطلاح اندازه کالبدشناسی قدیمی در عربی است، معادل دقیق و یککلمهای در انگلیسی ندارد. برای ریشه همخانواده آن یعنی بصمه، کلماتی مانند Stamp یا Fingerprint استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه کاربرد صرفی دارد و به عنوان مثنی برای کلمه بُصْم (فاصله خنصر و بنصر) یا به عنوان اسم علم برای یک منطقه جغرافیایی شناخته میشود.
در قرآن
واژه بصمان و یا هیچکدام از مشتقات ریشه آن (ب-ص-م) در متن قرآن مجید وجود ندارد و فاقد کاربرد یا تفسیر قرآنی است.
نماد چیست
این کلمه به دلیل مهجور بودن و عدم کاربرد در ادبیات استعاری و عرفانی فارسی، حامل هیچگونه نماد، مظهر یا مفهوم ثانویهای در فرهنگ ایرانی نیست.
جمعبندی و توضیح کامل بصمان
واژه «بصمان» یک واژه معیار، مستقل و رایج در زبان فارسی یا عربی امروز نیست و در منابع اصلی لغت، مدخل مستقلی برای کاربرد روزمره ندارد. بیشترین استناد زبانی به این واژه در متون کهن جغرافیایی مانند منتهیالارب است که آن را نام یک موضع و مکان خاص در گذشته دانسته است.
از دیدگاه لغوی در زبان عربی، این کلمه میتواند صیغه تثنیه از واژه «بُصْم» باشد که معنای آن به مقدار فاصله میان انگشت کوچک تا انگشت بنصر در دست اشاره دارد. همچنین در برخی فرضیهها، آن را با ریشههایی چون «بصمه» (به معنی اثر انگشت یا مهر که از باسمه ترکی گرفته شده) یا شکل تغییر یافته نامهای خاصی مثل «بسمان» و «بصام» همریشه میدانند که هیچکدام به طور قطعی تایید نشدهاند.