یعنی چه
غشای خارجی قلب به بافت یا پردهای محافظ اشاره دارد که اندام قلب و ریشه رگهای بزرگ متصل به آن را کاملاً در بر میگیرد. این ساختار از دو لایه تشکیل شده که در میان آنها مایعی لغزنده جریان دارد؛ این مایع با کاهش اصطکاک، حرکت ضرباندار قلب را تسهیل کرده و علاوه بر ثابت نگه داشتن قلب در قفسه سینه، به عنوان یک سد دفاعی در برابر ورود عفونتها عمل میکند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی-اضافی به صورت «غِشایِ خارِجِیِ قَلب» (gheshā-ye khāreji-ye ghalb) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای این مفهوم بسته به تعداد حروف خواسته شده، معادلهای مصوب یا علمی مانند آبشامه، پیراشامه، برونشامه یا پریکارد به کار میرود.
به انگلیسی
در اصطلاحات تخصصی پزشکی و آناتومی لاتین، به کیسه دربرگیرنده قلب Pericardium و به لایه ظریف خارجی چسبیده به ماهیچه قلب Epicardium میگویند.
به فارسی
معادلهای اصیل و مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این واژه زیستشناسی، «پیراشامه» (پیرامون + شامه به معنی پرده) و «برونشامه» است و در متون قدیمیتر به آن «آبشامه» نیز گفته میشد.
جمعبندی و توضیح کامل غشای خارجی قلب
ترکیب «غشای خارجی قلب» از منظر واژهشناسی از کلمات عربی غِشاء (به معنی پوشش) و قلب به همراه واژه خارج ساخته شده است. در متون کهن و ادبیات عرفانی، معادل زیبایی چون «شغاف» برای آن به کار رفته که به عنوان ظرف و حریم اصلی نفوذ عشق و احساسات عمیق آدمی شناخته میشود؛ چنانکه در آیه ۳۰ سوره مبارکه یوسف نیز از این واژه برای توصیف شدت دلدادگی استفاده شده است.
از دیدگاه کالبدشناسی، این غشا یا پریکارد نقشی حیاتی در سلامت سیستم قلبی-عروقی ایفا میکند. این پرده به عنوان مرزبان و سپر حفاظتی قلب عمل کرده و با ترشح مایع سروزی، از سایش اندام قلب به بافتهای مجاور در حین انقباضات مداوم جلوگیری مینماید. التهاب این غشا در پزشکی تحت عنوان بیماری «پریکاردیت» شناخته میشود.
در ساختار کلی قلب، غشای خارجی در تقابل مفهومی مستقیم با بافتهای داخلی قرار دارد؛ لایههای دیگر قلب شامل «میوکارد» (بافت عضلانی و میانی) و «اندوکارد» (درونشامه یا نازکترین لایه داخلی که حفرهها را میپوشاند) هستند که در کنار یکدیگر موتور محرک حیات انسان را محافظت و هدایت میکنند.