یعنی چه
دهشمند به فردی گفته میشود که با خشنودی و گشادهدستی، مال، دارایی یا نیکی خود را به دیگران میبخشد و دستِ عطا دارد. این واژه اصیل و کلاسیک است و برای توصیف افراد خیرخواه و جوانمرد به کار میرود.
تلفظ
این واژه از دو بخش «دَهـِش» (به کسر هاء) و پسوند «مَند» تشکیل شده است و بهصورت دَهـِشمَند تلفظ میشود.
در جدول
واژه دهشمند دقیقاً ۶ حرف دارد و در حل جدولهای کلمات متقاطع معمولاً با راهنماهایی چون «بخشنده» یا «سخاوتمند» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، میتوان از واژگان معادل فوق برای انتقال معنای دهشمندی استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان این واژه در زبان فارسی شامل واژگانی چون بخشنده، جوانمرد، راد، سخی، کریم، فیاض و نیکوکار است؛ در حالی که متضاد آن کلماتی نظیر خسیس، بخیل و ممسک هستند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات پارسی، دهشمندی با نمادهایی چون «حاتم طایی» (اسطوره سخاوت)، «ابر و باران بهاری» (بخشش بیمنت) و «درخت طوبی» که سایه و میوه خود را بدون چشمداشت به همه ارزانی میدارد، شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دهشمند
واژهٔ «دهشمند» یک صفت اصیل، ساختمند و سرهٔ پارسی است که از ترکیب اسم مصدر «دهش» (به معنی عطا و بخشش) و پسوند صفتساز «مند» (به معنی دارنده) شکل گرفته است. این کلمه به لحاظ ساختاری دقیقاً به معنای «دارای روح بخشندگی» است و فردی را توصیف میکند که بدون چشمداشت و از روی کرامت انسانی، به دیگران یاری و کمک میرساند.
اگرچه خود این واژه در متن عربی قرآن کریم به کار نرفته است، اما مفاهیم بنیادین معادل آن مانند انفاق، صدقه و صفتهایی چون کریم، جواد و متصدق به وفور در فرهنگ اسلامی و قرآنی ستایش شدهاند. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز دهشمندی ویژگی پادشاهان عادل و بزرگان اخلاق بوده است.
امروزه این واژه در زبان عامیانه و روزمره کمتر شنیده میشود و بیشتر کاربردی ادبی، فاخر و کتابی دارد؛ با این حال، به دلیل آهنگ زیبا و ریشهٔ اصیلش، همچنان در متون رسمی و برابرنهادهای واژگانی به عنوان جایگزینی پویا برای کلمات بیگانه استفاده میشود.